فصل
پوشيده نيست بر هر صاحب وجدانى كه انسان به حسب فطرت اصلى و جبلت ذاتى عاشق كمال تام مطلق است و شطر قلبش متوجه به جميل على الاطلاق و كامل من جميع الوجوه است ، و اين از فطرتهاى الهيه است كه خداوند تبارك و تعالى مفطور كرده است بنى نوع انسان را بر آن ، و به اين حب كمال ادارهء ملك ملكوت گردد و اسباب وصول عشاق كمال مطلق شود ، ولى هر كسى به حسب حال و مقام خود تشخيص كمال را در هر چيزى دهد و قلب او متوجه آن گردد : اهل آخرت تشخيص كمال را در مقامات و درجات آخرت داده قلوبشان متوجه آنهاست . و اهل اللّه در جمال حق كمال و در كمال او جمال را يافته
وجّهت وجهي للّذي فطر السّموات و الأرض .
[ 1 ] گويند ، و لي مع اللّه حال « 1 » فرمايند ، و حب وصال و عشق جمال او را دارند . و اهل دنيا چون تشخيص دادهاند كه كمال در لذايذ دنياست و جمال دنيا در چشم آنها زينت يافته ، فطرتا متوجه آن شدند ، و ليكن با همه وصف ، چون توجه فطرى و عشق ذاتى به كمال مطلق متعلق است ، و ساير تعلقات عرضى و از قبيل خطا در تطبيق است ، هر چه انسان از ملك و ملكوت دارا شود و هر چه كمالات نفسانى يا كنوز دنيايى يا سلطنت و رياست پيدا كند ، اشتياقش روز افزون گردد و آتش عشقش افروخته گردد . مثلا نفس صاحب شهوت هر چه مشتهيات براى او زيادتر گردد تعلق قلبش به مشتهيات ديگرى كه در دسترس او نيست بيشتر شود و آتش اشتياقش شعلهورتر گردد . و همين طور نفس رياست طلب اگر قطرى را در زير پرچم اقتدار درآورد ، متوجه قطر ديگر گردد ، و اگر تمام كرهء زمين را در تحت سلطنت درآورد ، ميل آن كند كه پرواز به كرات ديگر كند و آنها را متصرف شود . ولى بيچاره نمىداند فطرت چيز ديگر را طالب است . عشق جبلى فطرى متعلق به محبوب مطلق است . تمام حركات جوهرى و طبيعى و ارادى و جميع توجهات قلبى و تمايلات نفسانى به جمال زيباى جميل على الاطلاق است و خود آنها نمىدانند ، و اين محبت و اشتياق و عشق را ، كه براق معراج و رفرف وصول است ، در غير مورد خود صرف مىكنند و آن را تحديد و تقييد بى جا مىنمايند .
بالجمله ، از مقصود اصلى خود دور افتاديم ، منظور اين است كه انسان چون قلبا متوجه به كمال مطلق است ، هر چه از زخارف دنيا را جمع آورى كند تعلق قلبش بيشتر مىشود . و چون تشخيص داده كه دنيا و زخارف آن كمال است ، حرصش رو
هامش
[ 1 ] « رو به سوى آن كردم كه آسمانها و زمين را آفريد . » ( انعام - 79 ) .
( 1 ) الاربعين ، مجلسى ، ص 177 ، شرح حديث 15 .