و اما آنچه گفته شد كه از براى نماز و ساير عبادات جز اين آداب صوريّه آداب قلبيهايست كه بدون آن آداب نماز ناقص است يا اصلا مقبول درگاه نيست ، در خلال اين اوراق ، كه شمارهء آداب قلبيّه مىشود ، مذكور خواهد شد ان شاء اللّه .
و آنچه در اين مقام بايد دانست آن است كه اكتفا نمودن به صورت نماز و قشر آن و محروم ماندن از بركات و كمالات باطنيّهء آن ، كه موجب سعادات ابديّه بلكه باعث جوار ربّ العزّة و مرقاة عروج به مقام وصول به وصال محبوب مطلق - كه غايت آمال اولياء و منتهاى آرزوى اصحاب معرفت و ارباب قلوب بلكه قرّة العين سيّد رسل صلّى اللّه عليه و آله است - « 11 » از اعلى مراتب خسران و زيانكارى است كه پس از خروج از اين نشئه و ورود در محاسبهء الهيّه موجب حسرتهايى است كه عقل ما از ادراك آن عاجز است . ما تا در حجاب عالم ملك و خدر طبيعت هستيم از آن عالم نمىتوانيم ادراكى نماييم و دستى از دور بر آتش داريم . كدام حسرت و ندامت و زيان و خسارت بالاتر از آن است كه چيزى كه وسيلهء كمال و سعادت انسان و دواى درد نقايص قلبيّه است و در حقيقت صورت كماليّهء انسانيّه است ، ما پس از چهل پنجاه سال تعب در راه آن از آن به هيچ وجه استفادهء روحيّه نكرده سهل است ، مايهء كدورت قلبيّه و حجابهاى ظلمانيّه شود ، و آنچه قرّة العين رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم است موجب ضعف بصيرت ما گردد يا حسرتى على ما فرّطت في جنب اللّه « 12 » .
پس اى عزيز ، دامن همّت به كمر زن و دست طلب بگشاى و با هر تعب و زحمتى است حالات خود را اصلاح كن و شرائط روحيّهء نماز اهل معرفت را تحصيل كن ، و از اين معجون الهى كه با كشف تامّ محمدى صلّى اللّه عليه و آله براى درمان تمام دردها و نقصهاى نفوس فراهم آمده استفاده كن ، و خود را
هامش
( 11 ) پاورقى شماره 3 .
( 12 ) - « دريغا كه در نزديك شدن به خدا ( يا در طاعت او ) كوتاهى نمودم . » ( زمر - 56 )