نيست ، بلكه اعظم از آنها است . « 584 » و شايد « روح » دو اطلاق داشته باشد در لسان قرآن و اخبار ، چنانچه در لسان اهل اصطلاح نيز اطلاقاتى دارد . يك روح از صنوف ملائكه است ، چنانچه فرمود از « ملكوت » است . و يك روح نيز روح خود حضرات اولياء است كه از ملائكه نيست و اعظم از آنها است . بنابراين ، ممكن است « روح » در سورهء شريفهء « قدر » به اعتبار تنزّل در ليلهء قدر ، عبارت از « روح الامين » يا « روح اعظم » باشد . و در آيهء شريفهء
يَسْئَلوُنَكَ عَنِ الرّوح
« 585 » عبارت از روح انسانى باشد كه در مرتبهء كمال از جبرئيل و ديگر ملائكه اعظم است ، و از « عالم امر » بلكه گاهى متّحد با « مشيّت » ، كه امر مطلق است ، شود .
قسم ديگر از ملائكة اللّه آنها هستند كه موكّل بر موجودات جسمانيّه و مدبّر در آنها هستند . و از براى اينها صنوف كثيره و طوايف بىشمار است ، زيرا از براى هر موجود علوى يا سفلى ، فلكى يا عنصرى ، وجههاى ملكوتى است كه به آن وجهه به عالم ملائكة اللّه متّصل و با جنود حق پيوند است ، چنانچه حق اشاره به ملكوت اشياء فرمايد در آيهء شريفه كه مىفرمايد :
فَسُبْحانَ الَّذى بِيَدِهِ مَلكُوتُ كُلِّ شَىْءٍ و الَيْهِ تُرْجَعُون
. « 586 » و حضرت رسول در كثرت ملائكه فرمايد - چنانچه روايت شده - : اطّت السّماء ، و حقّ له ان تئطّ : ما فيها موضع قدم الّا و فيه ملك ساجد او راكع . « 587 » و در روايات شريفه راجع به كثرت ملائكه و بسيارى صنوف آنها بسيار مذكور است . « 588 »
هامش
( 584 ) - بحار الانوار ، ج 25 ، ص 64 ، « كتاب الامامة » ، « ابواب خلقهم و طينتهم و ارواحهم » ، باب 3 ، حديث 45 .
( 585 ) - « از تو دربارهء روح مىپرسند . . . » ( اسراء - 85 )
( 586 ) - « پس منزّه است آنكه ملكوت هر چيز به دست اوست و به سوى او باز مىگرديد . » ( يس - 83 )
( 587 ) - « آسمان بانگ بر آورده است و سزاوار است كه بانگ برآورد : هيچ جاى پايى در آن نيست مگر آنكه فرشتهاى در آنجا در حال سجود يا ركوع است . » علم اليقين ، ج 1 ، ص 259 .
( 588 ) - بحار الانوار ، ج 56 ، ص 144 به بعد ، « ابواب الملائكة » .