تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
قلوب اصحاب عرفان به ظهور پيوسته كه تمام دائرهء وجود - بملكها و ملكوتها و قضّها و قضيضها - حيوة شعورى ادراكى حيوانى بل انسانى دارند و حامد و مسبّح حق تعالى از روى استشعار و ادراكند و در فطرت تمام موجودات - خصوصا نوع انسانى - خضوع در پيشگاه مقدّس كامل و جميل على الاطلاق ثبت و ناصيهء آنها در آستانهء قدسش بر خاك است ، چنانچه در قرآن شريف فرمايد :
وَ انْ مِنْ شَىْءٍ الّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهوُنَ تَسْبيحَهُمْ
« 469 » و ديگر آيات شريفه و اخبار معصومين كه مشحون از اين لطيفهء الهيّه است مؤيّد برهان حكمى متين است ، پس چون سالك إلى اللّه به قدم استدلال برهانى يا ذوق ايمانى يا مشاهدهء عرفانى اين حقيقت را دريافت ، در هر مقامى كه هست دريابد كه جميع ذرّات وجود و سكنهء غيب و شهود عابد معبود على الاطلاق و پديدآرندهء خود را طلبكارند ، پس ، با صيغهء جمع اظهار كند كه جميع موجودات در همهء حركات و سكنات خود عبادت ذات مقدس حق تعالى كنند و از او استعانت جويند .

تنبيه و نكتة

بدان كه در وجه تقديم
ايّاكَ نَعْبُدُ
بر
وَ ايّاكَ نَسْتَعين
، با آن كه به حسب قاعده بايد « استعانت » در عبادت مقدّم بر خود « عبادت » باشد ، گفته‌اند كه « عبادت » بر « استعانت » مقدّم شده نه بر « اعانت » ، و گاهى اعانت بىاستعانت شود . و نيز چون اين دو به هم مرتبط هستند ، در تقديم و تأخير فرقى نكند ، كما يقال : قضيت حقّى فاحسنت إلىّ . و احسنت إلىّ فقضيت حقّى . « 470 » و نيز استعانت براى عبادت مستأنفه است نه عبادت واقعه . و برودت اين وجوه بر ارباب ذوق پوشيده نيست .
هامش
( 469 ) - « هيچ چيزى نيست مگر آنكه به حمد او تسبيح گويد ، لكن شما تسبيح آنها را نمىفهميد . » ( اسراء - 44 ) ( 470 ) - « چنان كه گفته مىشود : حق مرا دادى پس به من نيكى كردى . و به من نيكى كردى پس حقم را دادى .