تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

تحقيق عرفانى

بدان كه اهل ظاهر در نكتهء ذكر نعبد و نستعين به صيغهء متكلّم مع الغير ، با آن كه عابد واحد است ، نكاتى گفته‌اند . از آن جمله آن كه عابد را حيله‌اى شرعيّه به نظر رسيده كه به وسيلهء آن عبادتش مقبول درگاه حق تعالى افتد . و آن ، آن است كه عبادت خود را در ضمن عبادت ساير مخلوق ، كه از جملهء آنها است كمّل از اولياء كه حقّ تعالى عبادت آنها را قبول مىفرمايد ، تقديم بارگاه قدس و دستگاه رحمت كند تا به اين وسيله عبادت او نيز ضمنا قبول شود ، زيرا كه از عادت كريم نيست كه تبعّض صفقه كند . و از آن جمله آن كه چون تشريع نماز در اول امر به جماعت بوده از اين جهت به لفظ جمع ادا شده . و ما در سرّ جملى اذان و اقامه نكته‌اى گفتيم كه از آن ، كشف اين سرّ تا اندازه‌اى مىشود . و آن آن است كه اذان اعلان قواى ملكيّه و ملكوتيّهء سالك است براى حضور در محضر ، و اقامه به‌پاداشتن آنها است در حضور . و چون سالك قواى ملكيّه و ملكوتيّهء خود را در محضر حاضر نمود و قلب كه پيشواى آنها است به سمت امامت به پاى خاست ف - قد قامت الصّلاة و المؤمن وحده جماعة ، « 468 » پس
نعبد
و
نستعين
و
اهدنا
، تمام به واسطهء اين جمعيت حاضره در محضر قدس است . و در روايات و ادعيهء صادره از اهل بيت عصمت و طهارت ، كه سر چشمهء عرفان و شهودند ، اشاره به اين معنى شده است . و وجه ديگر كه به نظر نويسنده مىرسد ، آن است كه چون سالك در الحمد للّه جميع محامد و اثنيه را از هر حامد و ثناجويى در ملك و ملكوت ، مقصور و مخصوص به ذات مقدّس حق نمود ، و نيز در مدارك ائمّهء برهان و
هامش
( 468 ) - « مؤمن به تنهايى جماعت است . » وسائل الشيعة ، ج 5 ، ص 379 ، « كتاب الصّلاة » ، « أبواب صلاة الجماعة » ، باب 4 ، حديث 2 و 5 .
آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 279 | السيد الخميني