الوحدة مىباشد ، تا منتهى مىشود به اسماء باطنهء محضه كه اسم « مالك » از آنها است . پس ، در تجلّى به مالكيّت ، كثرات عالم غيب و شهادت مضمحل شود و فناى كلّى و حضور مطلق دست دهد . و چون از حجب كثرت به ظهور وحدت و سلطنت الهيّه تخلّص يافت و به مشاهدهء حضوريّه نائل گرديد ، مخاطبهء حضوريه كند و ايّاك نعبد گويد .
پس تمام دايرهء سير سايرين نيز در سورهء شريفه مذكور است : از آخرين حجب عالم طبيعت تا رفع جميع حجب ظلمانيّه و نورانيّه و دست دادن حضور مطلق . و اين حضور قيامت كبراى سالك و قيام ساعت او است . و شايد در آيهء شريفهء
فَصَعِقَ مَنْ في السَّمواتِ وَ مَن الارضِ الّا مَنْ شاءَ اللَّه
« 458 » مقصود از « مستثنى » اين نوع از اهل سلوك باشد كه براى آنها قبل از نفخ صور كلّى ، صعق و محو حاصل شده . و شايد يكى از محتملات فرمايش رسول خدا كه فرمودند : انا و السّاعة كهاتين « 459 » - و جمع فرمودند بين دو سبّابهء شريفهء خود - همين معنى باشد .
تنبيه ادبى
در تفاسير متداوله كه ديديم ، يا از آنها نقل شده ، « دين » را به معناى جزا و حساب دانستهاند . و در كتب لغت نيز به اين معنى ذكر شده ، و به قول شعراء عرب استشهاد شده مثل قول شاعر : و اعلم بانّك ما تدين تدان . « 460 » و قول منسوب به شهل بن ربيعة : و لم يبق سوى العدوان ، دنّاهم كما دانوا . « 461 » و
هامش
( 458 ) - « . . . پس هر كس در آسمانها و زمين است مدهوش شود جز آن كه پروردگار تو بخواهد . » ( زمر 68 )
( 459 ) - « من و قيامت همانند اين دو ( دو انگشت سبابه و وسط ) هستيم . » الاشعثيّات ، ص 212 ، « باب ما يوجب الصبر » . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 39 ، « كتاب العلم » ، حديث 72 . از مجالس مفيد .
( 460 ) - « و بدان همانطور كه كيفر مىدهى جزا داده مىشوى . »
( 461 ) - « و جز دشمنى چيزى نماند ، كيفرشان داديم آنچنانكه آنها جزا دادند » .( فلمّا اصبح الشرّ و امسى و هو عريان * - و لم يبق سوى العدوان دنّاهم كما دانوا )- سهل بن شيبان . جامع الشواهد ، « باب الفاء مع اللام » ، ص 185 .