روايات است . « 251 » و اين عبادت نيز در نظر اصحاب قلوب قيمتى ندارد و از نطاق عبوديّت اللّه خارج است . و در نظر اهل معرفت فرق نكند كه انسان عملى را بكند از خوف حدود و تعزيرات در دنيا ، يا خوف عقاب و عذاب آخرتى ، يا براى رسيدن به زنهاى دنيائى ، يا براى رسيدن به زنهاى بهشتى ، در اين كه هيچ يك براى خدا نيست ، و داعى بر داعى امرى است كه مطابق قواعد فقهيّه عمل را از بطلان صورى خارج كند ، ولى در بازار اهل معرفت اين متاع را ارزشى نباشد .
مرتبهء پنجم ، تصفيهء عمل است از رسيدن به سعادات عقليّه و لذّات روحانيّهء دائمهء ازليّهء ابديّه و منسلك شدن در سلك كروبيّين و منخرط شدن در جرگهء عقول قادسه و ملائكهء مقرّبين . و در مقابل آن ، عمل نمودن براى اين مقصد است . و اين درجه گرچه درجهء بزرگ و مقصد عالى مهمى است ، و حكماء و محقّقين به اين مرتبه از سعادت خيلى اهمّيّت دادند و براى او ارزش قائل شدند ، ولى در مسلك اهل اللّه اين مرتبه نيز از نقصان سلوك و سالك آن نيز كاسب و از اجيران به شمار مىرود ، گرچه در متجر و مكسب با سايرين فرقها دارد .
و در ازاء اين مرتبه كه مرتبهء ششم است تصفيهء آن است از خوف عدم وصول به اين لذّات و حرمان از اين سعادات . و در مقابل ، عمل براى اين مرتبه از خوف است . و اين نيز گرچه مرتبهء عاليهاى است و از حدّ اشتهاى امثال نويسنده خارج است ، ولى در نظر اهل اللّه اين نيز عبادت عبيد است و عبادت معلّل است .
مرتبهء هفتم ، تصفيهء آن است از وصول به لذّات جمال الهى و رسيدن به بهجتهاى انوار سبحات غير متناهى كه عبارت از جنّت لقاء ، است . و اين مرتبه ، يعنى جنّت لقاء از مهمّات مقاصد اهل معرفت و اصحاب قلوب است
هامش
( 251 ) - از جمله وسائل الشّيعة ، ج 1 ، ص 45 ، « ابواب مقدّمة العبادات » ، روايات باب 9 . و نيز اصول كافى ، ج 3 ، ص 131 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب العبادة » ، روايت 5 .