تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
نقص و عيب خويش كرد و از خواب گران بيدار نمود -
انّكَ لا تَهْدى مَنْ احْبَبْتَ .
« 253 »
و ما انْتَ بمُسْمِعٍ مَنْ في الْقُبُور .
« 254 » آرى ، آنهايى كه چون نويسندهء بيچارهء از همه جا بىخبر دلشان زنده به حيات معرفت و محبّت الهيّه نيست مردگانىاند كه غلاف بدن قبور پوسيدهء آنها است ، و اين غبار تن و تنگناى بدن مظلم آنها را از همهء عوالم نور و نور على نور محجوب نموده :
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّه لَهُ نوُراً فَمالَهُ مِنْ نور
. « 255 » اين طايفه هر چه حديث و قرآن از محبّت و عشق الهى و حبّ لقاء و انقطاع به حق بر آنها فروخوانند ، به تأويل و توجيه آن پردازند و مطابق آراء خود تفسير كنند - آن همه آيات لقاء و حبّ اللّه را به لقاء درختهاى بهشتى و زنهاى خوشگل توجيه نمايند . نمىدانم اين گروه با فقرات مناجات شعبانيه چه مىكنند كه عرض مىكنند : الهى ، هب لي كمال الانقطاع إليك ، و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتّى تخرق ابصار القلوب حجب النّور فتصل إلى معدن العظمة و تصير ارواحنا معلّقة بعزّ قدسك . الهى ، و اجعلنى ممّن ناديته فاجابك ، و لاحظته فصعق لجلالك . « 256 » آيا اين « حجب نور » چيست ؟ آيا « نظر به حق » ، مقصود گلابيهاى بهشت است ؟ آيا « معدن عظمت » قصرهاى بهشتى است ؟ آيا « تعلّق ارواح به عزّ قدس » ، يعنى تعلّق به دامن حور العين براى قضاى شهوت ؟ آيا اين « صعق و محو از جلال » ، يعنى محو در جمال زنهاى بهشتى است ؟ آيا اين جذبه‌ها و غشوه‌ها كه براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در نماز معراج دست مىداده و آن انوار عظمت و بالاتر از آن را كه مشاهده مىكرده در آن محفلى كه اعظم ملائكة اللّه كه جبرئيل امين عليه السلام است محرم سرّ نبود و جرأت پيش رفت انمله‌اى نداشت ، جذبه براى يكى از زنهاى خيلى خوب بوده ؟ يا
هامش
( 253 ) - « همانا تو هر كه را دوست دارى هدايت نتوانى كرد . » ( قصص - 56 ) ( 254 ) - « . . . و توبه كسانى كه در گورهايند نمىتوانى بشنوانى . » ( فاطر - 22 ) ( 255 ) - پاورقى 203 . ( 256 ) - پاورقى 1 .