انوارى مثل نور شمس و قمر و بالاتر از آن مىديد ؟ آيا آن قلب سليمى كه معصوم عليه السلام در ذيل آيهء شريفهء
الّا مَنْ اتَى اللَّه بِقَلْبٍ سَليم
« 257 » فرمود :
« سليم آن است كه ملاقات كند حق تعالى را در صورتى كه در آن غير حق نباشد . » « 258 » مقصود از آن كه غير حق نباشد ، يعنى غير كرامت حق نباشد ؟ كه برگشت به آن كند كه غير از گلابى و زردآلو نباشد ؟
خاك بر فرق من كه عنان قلم از دستم رها شد و به شطحيّات مشغول شد . ولى لعمر الحبيب كه مقصودى از اين كلام نيست جز آن كه براى برادران ايمانى ، خصوصا اهل علم ، تنبّهى حاصل آيد و لااقلّ منكر مقامات اهل اللّه نباشند ، كه اين انكار سر منشأ تمام بدبختيها و شقاوتها است . مقصود ما آن نيست كه اهل اللّه كيانند ، بلكه مقصود آن است كه مقامات انكار نشود ، امّا صاحب اين مقامات كيست ، خدا مىداند . و اين امرى است كه كسى را بر آن اطلاعى نيست - « آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد » . « 259 » و يك طائفه ديگر آنانند كه مقامات اهل معرفت را منكر نيستند و عناد با اهل اللّه ندارند ، ولى اشتغال به دنيا و تحصيل آن و اخلاد به لذّات فانيه آنها را از كسب علمى و عملى و ذوقى و حالى بازداشته . اينها مريضانى را مانند كه تصديق مرض خويش را دارند ، ولى شكم آنها را نمىگذارد كه بپرهيز و خوردن دواى تلخ اقدام كنند ، چنانچه طائفهء اول مريضانى را مانند كه اصل وجود چنين مريضى و مرضى را در دار تحقّق تصديق نكنند ، با آن كه خود مبتلا هستند ، اصل وجود مرض را انكار كنند .
و يك طايفه آنانند كه به كسب علمى پرداختند و اشتغال به تحصيل معارف علما پيدا كردند ، ولى از حقايق معارف و مقامات اهل اللّه به اصطلاحات و الفاظ و به زرق و برق عبارات اكتفا نموده خود و عدّهاى بيچاره را در رشتهء الفاظ و اصطلاحات به زنجير كشيده و از جميع مقامات قناعت به
هامش
( 257 ) - « . . . جز آن كس كه با قلب سليم نزد خدا آيد . » ( شعراء - 89 ) .
( 258 ) - اصول كافى . ج 3 ، ص 26 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب الاخلاص » ، حديث 5 .
( 259 ) - « اين مدعيان در طلبش بىخبرانند - آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد » . - سعدى