و دست آمال نوع از آن كوتاه است ، و اوحدى از اهل معرفت به سعادت اين شرف مشرّفند ، و اهل حبّ و جذبه از كمّل اهل اللّه و اصفياء اللّه هستند ، و لكن اين كمال مرتبهء كمّل اهل اللّه نيست ، بلكه از مقامات معمولى سرشار آنها است . و اين كه در ادعيه ، مثل مناجات شعبانيّه ، حضرت امير المؤمنين و اولاد طاهرينش اين مرتبه را خواسته يا اشاره به داشتن آن نموده ، نه آن كه مقامات آنها منحصر به همين مرتبه است ، چنانچه مرتبهء هشتم كه در ازاء اين مرتبه است و آن عبارت است از تصفيهء عمل از خوف فراق نيز از كمال مقامات كمّل نيست ، و اين كه جناب امير المؤمنين كيف اصبر على فراقك « 252 » گويد از مقامات معمولى سرشار او و مثل او است .
بالجمله ، تصفيهء عمل از اين دو مرتبه نيز در نزد اهل اللّه لازم است ، و عمل با آن معلّل و از حظوظ نفسانيّه خارج نيست ، و اين كمال خلوص است .
و پس از اين ، مراتب ديگرى است كه از حدود خلوص خارج و در تحت ميزان توحيد و تجريد و ولايت است كه بيان آن اينجا مناسب نيست .
فصل چهارم [ نكوهش و رد بر يك طايفه از نادانان و محرومان از معارف الهيه ]
اكنون كه مراتب اخلاص و مقامات عبادات را تا اندازهاى دانستى ، خود را مهيا كن براى تحصيل آن ، كه علم بدون عمل را ارزشى نيست و بر عالم حجت تمامتر و مناقشه بيشتر است . افسوس كه ما از معارف الهيّه و از مقامات معنويّه اهل اللّه و مدارج عاليهء اصحاب قلوب بكلّى محروميم . يك طايفه از ما به كلّى مقامات را منكر و اهل آن را به خطا و باطل و عاطل دانند ، و كسى كه ذكرى از آنها كند يا دعوتى به مقامات آنها نمايد ، او را بافنده و دعوت او را شطح محسوب دارند . اين دسته از مردم را اميد نيست كه بتوان متنبّه به
هامش
( 252 ) - مصباح المتهجّد ، ص 778 ، « دعاى كميل » .