و در حديث علل نيز قريب به اين مضمون وارد است . « 202 » و از اين حديثها معلوم شود كه شهادت به الوهيّت موجب فتح ابواب سماء و خرق حجاب است ، و باعث اجتماع ملائكة اللّه مىباشد . و اين حجاب كه به واسطهء شهادت به الوهيّت و قصر آن در ذات مقدّس خرق مىشود ، از حجب غليظهء ظلمانيّه است كه تا سالك در آن حجاب است ، راهى به حضور محضر ندارد ، و تا فتح اين باب بر او نشده ، طريقى بر سلوك نخواهد داشت .
و آن ، حجاب كثرت افعالى است ، و وقوع در احتجاب تكثيرى است كه نتيجهء آن رؤيت فاعليّت و مؤثّريّت موجودات است ، كه ثمرهء آن رؤيت استقلال آنها است در فاعليّت ، و تفويض محال و شرك اعظم است ، چنانچه نتيجهء شهادت به الوهيّت و حصر آن در حق تعالى ، توحيد افعالى و افناء كثرات در فعل حق و نفى تأثير و فاعليّت از غير و طرد استقلال از غير حق تعالى است ، و از اين جهت ملكوتيّين از حجاب كثرت إله في السّماء و إله في الارض بيرون آمدند به واسطهء اين شهادت ، و از نفور و تفرقه به انس و اجتماع برگشتند و فتح ابواب آسمان گرديد . پس ، سالك نيز بايد با اين شهادت خرق حجاب ظلمانى خويش نمايد و ابواب آسمان را به روى خود مفتوح كند ، و از حجاب بزرگ استقلال قدمى بردارد تا راه عروج به معراج قرب نزديك شود . و اين حقيقت با لقلقهء لسان و ذكر قولى حاصل نشود ، و از
هامش
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در سايهء كعبه خوابيده بود ، جبرئيل با طاسى محتوى آبى از بهشت نزد او آمد ، بيدارش كرد و دستورش داد با آن آب غسل كند . آنگاه رسول اللّه در محملى كه هزار هزار رنگ از نور داشت قرار گرفت ، سپس به آسمان برده شد تا به ابواب آسمان رسيد . چون ملائكه او را ديدند ، از اطراف بابهاى آسمان گريختند و گفتند : دو خداى هست ، يكى در زمين و يكى در آسمان . پس جبرئيل به امر خداوند گفت : اللّه اكبر ، اللّه اكبر . پس ملائكه به طرف درهاى آسمان بازگشتند . آنگاه در آسمان باز شد و رسول اللّه داخل گشت تا اينكه به آسمان دوم رسيد . پس ملائكه از اطراف درهاى آن گريختند . پس جبرئيل گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه ، اشهد ان لا إله الّا اللّه . پس ملائكه بازگشتند و دانستند كه رسول اللّه مخلوق است . پس در باز شد و پيامبر داخل گشت . . . » . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 157 .
تفسير سورهء « بقره » ، روايت 530 .
( 202 ) - علل الشّرائع ، ج 2 ، ص 312 .