تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
بود ، بلكه خدعه و نفاق خواهد بود ، چنانچه در باب تكبير از حضرت صادق حديث شد . « 197 » دوم ، شهادت فعليّه است . و آن چنان است كه انسان به حسب عملهاى جوارحى شهادت دهد ، مثلا ، در طرز اعمال و جريان افعال خود حقيقت لا مؤثّر في الوجود الّا اللّه را داخل كند ، و چنانچه لازمهء شهادت قوليّه‌اش آن است كه كسى را مؤثّر نداند ، نقشهء اعمالش نيز چنان باشد ، پس ، دست احتياج خود را جز در محضر مقدس حق جلّ و علا دراز نكند و چشم اميد خود را به موجودى از موجودات باز ننمايد ، و پيش بندگان ضعيف اظهار غنا و استغنا كند و از ضعف و ذلت و عجز كناره گيرد . و اين مطلب در احاديث شريفه بسيار است ، چنانچه در روايت كافى شريف است كه « عزّ مؤمن استغناء اوست از مردم . » « 198 » و اظهار نعمت و غنى نمودن خود يكى از مستحبّات شرعيّه است و طلب حوائج از مردم از مكروهات است . بالجمله ، انسان بايد لطيفهء الهيّهء لا مؤثّر في الوجود الّا اللّه را در مملكت ظاهر خود اجرا كند . سوم ، شهادت قلبيّه است . و آن سرچشمهء شهادات افعاليّه و اقواليّه است ، و تا آن نباشد ، اين‌ها صورت نگيرد و حقيقت پيدا نكند . و آن ، چنان است كه توحيد فعلى حق در قلب تجلّى كند و قلب به سرّ باطنى خود دريابد حقيقت اين لطيفه را و از ديگر موجودات منقطع و منفصل شود . و عمدهء اخبارى كه از اهل بيت عصمت راجع به ترك طمع از دست مردم و يأس از بندگان و ثقه و اعتماد به خداى تبارك و تعالى وارد شده ، راجع به اين مقام است . عن الكافى باسناده عن على بن الحسين عليهما السلام ، قال : رايت الخير كلّه قد اجتمع في قطع الطّمع عمّا في ايدى النّاس ، و من لم يرج النّاس في شيء و ردّ امره إلى اللّه تعالى في جميع اموره ، استجاب اللّه تعالى له في كلّ
هامش
( 197 ) - پاورقى 194 . ( 198 ) - اصول كافى ، ج 3 ، ص 218 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب الاستغناء عن النّاس » ، حديث 1 .