اين جهت ، عبادات ما از حدّ صورت و دنيا تجاوز نكند و فتح باب و رفع حجاب به روى ما نكند .
فصل چهارم در بعض آداب شهادت به رسالت است و در آن اشاره به شهادت به ولايت است
بدان كه طى اين سفر روحانى و معراج ايمانى را با اين پاى شكسته و عنان گسسته و چشم كور و قلب بىنور نتوان نمود :
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّه لَهُ نوُراً فَما لَهُ مِنْ نوُر
. « 203 » پس ، در سلوك اين طريق روحانى و عروج اين معراج عرفانى تمسّك به مقام روحانيّت هاديان طرق معرفت و انوار راه هدايت ، كه و اصلان إلى اللّه و عاكفان على اللّهاند ، حتم و لازم است ، و اگر كسى با قدم انانيّت خود بىتمسّك به ولايت آنان بخواهد اين راه را طى كند ، سلوك او إلى الشّيطان و الهاوية است . و به بيان علمى ، چنانچه در ربط حادث به قديم و متغيّر به ثابت ، محتاج به واسطه و رابطهاى است كه وجههء ثبات و تغيّر و قدم و حدوث داشته باشد كه اگر آن واسطه نباشد فيض قديم ثابت عبور به متغيّر حادث در سنّت الهيّه نكند و رابطهء كونيّهء وجوديّه حاصل نشود - و در رابط بين اين دو ، انظار علمى ارباب علوم برهانى مختلف است ، چنانچه ذوق عرفانى را اقتضاى ديگرى است كه تفصيل آن از عهدهء اين اوراق خارج است ، و در ذوق عرفانى رابط فيض مقدّس و وجود منبسط است كه مقام برزخيّت كبرى و وسطيّت عظمى را دارد و آن بعينه مقام روحانيت و ولايت رسول ختمى كه متّحد با مقام ولايت مطلقهء علويّه است مىباشد و تفصيل آن
هامش
( 203 ) - « كسى كه خدا براى او نورى قرار ندهد وى را نورى نخواهد بود . » ( نور - 40 )