آن حضرت اهانت كردند ، حضرت فرمود : اين سخنان را دربارهء من مىگوييد در حالى كه خداوند افتخارات بزرگى به من داده است ، از جمله آنها فرمودند :
« وَمِنَ الشَّجاعَةِ ما لَوْ قُسِّمَ عَلى جَميعِ جَبَناءِ الدُّنيا لَصارُوا بِه شَجْعاناً
؛ خداوند آن قدر شجاعت به من عطا فرمود كه اگر بر تمام افراد ترسوى دنيا تقسيم شود همه شجاع خواهند شد » . « 1 »
در جنگ احُد ، على عليه السلام نُه نفر از قهرمانان دشمن را به هلاكت رسانيد ، اوّلين قهرمان پرچمدار دشمن شخصى به نام « طلحة بن ابى طلحه » بود كه او را كَبْشُ الْكَتيبَه ( قوچ و سردار جمعيت مشرك ) مىخواندند ، همين كه در ميدان چشم او به على عليه السلام افتاد ، گفت : يا قُضَمْ ؛ امام صادق عليه السلام در مورد اينكه چرا به امام على اين لقب را دادهاند مىفرمايند : اين لقب قُضَمْ براى على عليه السلام به خاطر اين بود كه در سالهاى آغاز بعثت ، هنگامى كه مشركان كودكان خود را وادار مىكردند كه به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله سنگپرانى كنند ، على عليه السلام به سوى آنها حمله مىكرد و به هر كدام كه مىرسيد گوش و بينى و عضله آنها را مىگرفت و فشار مىداد آنها بر اثر شدّت درد ، با زارى و گريه به خانه مىرفتند ، وقتى از علّت گريه آنها مىپرسيدند ، مىگفتند :
« قَضَمَنا عَلِىٌّ
» على ما را گوشمالى داد . به خاطر همين بود كه طلحة بن أبىطلحه آن حضرت را قضم ياد كرد و در همان جنگ به دست على عليه السلام كشته شد . « 2 »
2 . امام سجّاد عليه السلام وقتى وارد مجلس ابن زياد شد ، بين امام و او گفتگوى شديدى رخ داد به طورى كه ابن زياد دستور داد گردن امام عليه السلام را بزنند . زينب عليها السلام شجاعانه جلوى آنها را گرفت ، بعد امام عليه السلام خطاب به ابنزياد فرمود : آيا مرا به مرگ تهديد مىكنى ؟
« اما عَلِمْتَ أَنَّ القَتْلَ لَنا عادَةٌ وَكَرامَتا مِنَ اللَّهِ الشَّهادةُ
؛ آيا
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 19 ، ص 83
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 20 ، ص 52