بزرگ باز مىدارد .
عوامل ترس را مىتوان در ضعف ايمان ، احساس كمبود شخصيت و عقده حقارت ، عدم آگاهى و جهل و عافيتطلبى دانست .
راههاى درمان ترس به اين است كه انسان آثار زيانبار آن را در نظر بگيرد كه باعث خوارى و عقبماندگى و محروميت مىشود و همچنين هنگامى كه از چيزى مىترسد خود را در آن وارد كند تا ترسش بريزد . و يكى از راههاى درمان ترس ، پاك بودن و پاك زيستن است ؛ چون افراد آلوده غالباً از نتيجهء اعمالشان مىترسند ، امام على عليه السلام مىفرمايند :
« ما اشْجَعَ الْبَرىء وَاجْبَنَ المُريبُ
؛ چه شجاع است انسان پاكدامن و چه ترسو است انسان گناه كار » . « 1 »
امّا شجاعت كه از فضايل اخلاقى است در سيره پيشوايان ما به وضوح ديده مىشود كه نمونههايى از آن را بيان مىكنيم :
1 . يكى از امتيازات على عليه السلام كه همه به آن معترفند ، شجاعت آن حضرت است ؛ حضرت مىفرمايند :
« وَاللَّهِ لَو تَظاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلى قِتالِي لَما ولَّيْتُ عَنْها
؛ سوگند به خدا اگر همهء عرب براى نبرد با من پشت به پشت يكديگر بدهند ، من پشت به آن نبرد نكنم » . « 2 »
در جنگ صفين وقتى حضرت جنگ را با تأخير شروع كرد ، گفتند على عليه السلام از مرگ مىترسد ، حضرت فرمود : امّا اين كه مىگويند تأخير از ترس مرگ است ، سوگند به خدا باكى ندارم من به سوى مرگ بروم ، يا او به سوى من آيد .
در واقعهء ليلة المبيت كه على عليه السلام به جاى پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيد آمده است كه :
هنگامى كه محاصرهكنندگان خانه پيامبر صلى الله عليه و آله به درون خانه ريختند و به سوى بستر حمله كردند ، وقتى على عليه السلام را به جاى پيغمبر صلى الله عليه و آله ديدند ، با سخنان زشت به
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، ح 9626
( 2 ) . نهج البلاغه ، نامه 45