تعجّب كرد و عرض كرد چرا مرا آزاد كردى ؟ رسول خدا فرمود : جبرئيل از سوى خدا اين خبر را به من داده است كه تو داراى پنج صفت هستى كه خدا و رسولش آن را دوست دارند ،
« الْغِيْرَةُ الشَّديدَةُ عَلى حَرَمِكَ ، وَالسَّخاءُ ، وَحُسْنُ الْخُلْقِ ، وَصِدْقُ اللِّسانِ وَالشَّجاعَةِ
؛ غيرت شديد نسبت به ناموست ، سخاوت ، حسن خلق ، راستگويى و شجاعت » . « 1 » هنگامى كه آن مرد اسير آزاد شده اين سخن را شنيد اسلام آورد .
نكتهء دوم :
دربارهء شرم و حياست كه دو معنا دارد يكى اينكه انسانهايى كه بىجهت شرم مىكنند و خجالت مىكشند در زندگى محرومند . در حديثى امام على عليه السلام مىفرمايند :
« قُرِنَ الحياءُ بِالْحِرمانِ
؛ كمرويى با محروميت قرين است » . « 2 »
اين نوع حيا جلوى پيشرفت انسان را مىگيرد . در حديث ديگرى همان حضرت فرموده است :
« الحَياءُ يَمنَعُ الرِّزْقَ
؛ كمرويى مانع روزى است » . « 3 »
يك معناى ديگرى هم حديث مورد بحث دارد كه اشخاصى داراى حيا و شرم ممدوح و پسنديده هستند بايد تن به محروميتهايى بدهند يعنى شخص باحيا آن آزادى را كه يك فرد معمولى دارد ، ندارد بلكه محدوديتهايى براى او وجود دارد .
دربارهء خود شرم و حيا روايات فراوان است كه نمونههايى را ذكر مىكنيم :
امام على عليه السلام مى فرمايند :
« الحياءُ سَبَبٌ إلى كُلِّ جَميلٍ
؛ شرم وسيلهء رسيدن به هر
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 18 ، ص 108
( 2 ) . غرر الحكم ، ح 6714
( 3 ) . غرر الحكم ، ح 274