فوايد ارتباط با مردم نيز فراوان است ، مانند تعليم و تعلّم ، و كسب اخلاق فاضله از همنشينى با صاحبان آن ، و شنيدن مواعظ و نصايح ، و رسيدن به ثواب ، حضور در نماز جمعه و جماعت و تشييع جنازه ، عيادت بيماران ، ديدار برادران ، برآوردن حاجات نيازمندان ، رفع ظلم از مظلومان و شاد كردن مؤمنان .
پس نمىشود به طور مطلق بر ترجيح يكى بر ديگرى حكم كرد و صحيح اين است كه گفته شود : افضل بودن يكى از آن دو نسبت به اشخاص و احوال و زمان و مكان تفاوت مىكند ، براى بعضى گوشهگيرى و عزلت تام ، بهتر است ، و براى بعضى ديگر رابطه و آمد و شد . و براى بعضى ديگر ميانه روى در عزلت و الفت .
براى كسى كه به مقام انس و استغراق رسيده ، خلوت و عزلت پسنديدهتر است .
اويس قرنى گفته است : هيچ كس را نيافتم كه پروردگار خود را بشناسد و با غير خدا انس گيرد .
و يكى ديگر از بزرگان مىگويد : شادى و لذّت مؤمن در خلوت و تنهايى به مناجات پرودرگار خويش است .
يكى از بزرگان نيز مىگويد : انسان به سبب خالى بودن از فضيلت ، احساس تنهايى و وحشت مىكند ، پس به واسطهء ملاقات و رابطه با مردم شاد مىگردد و وحشت را از خود دور مىكند ؛ و چون ذات آدمى با فضيلت شد ، طالب تنهايى مىشود تا از تفكّر يارى جويد و علم و حكمت را بيرون كشد . « 1 »
هامش
( 1 ) جامع السعادات ، ج 3 ، ص 244 .