تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتار معصومين : درس اخلاق حضرت آية الله العظمى مكارم شيرازى — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
رسيد ، بنابراين همنشينى ناخود آگاه در انسان اثر مىگذارد . خداوند نتيجهء دوستى بد را در قيامت بيان كرده و مىفرمايد : « « وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا * يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِيلًا * لَقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِى وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا » ؛ و به خاطر بياور روزى را كه ظالم دست خويش را ( از شدّت حسرت ) به دندان مىگزد و مىگويد : « اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم ! اى واى بر من كاش فلان ( شخص گمراه ) را دوست خود انتخاب نكرده بودم . او مرا از ياد ( حق ) گمراه ساخت ، بعد از آنكه ( ياد حق ) به سراغ من آمده بود ، و شيطان هميشه خواركنندهء انسان بوده است » . « 1 » مفسران در شأن نزول اين آيات گفته‌اند : در عصر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دو دوست به نام عقبه و ابى در ميان مشركين بودند . هر زمان عقبه از سفر مىآمد غذايى ترتيب مىداد و اشراف قومش را دعوت مىكرد و در عين حال دوست مىداشت به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله برسد ، هرچند اسلام را نپذيرفته بود . روزى از سفر آمد و طبق معمول غذايى آماده و دوستان را دعوت كرد ، در ضمن از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز دعوت نمود ، هنگامى كه سفره را گستردند و غذا حاضر شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : من از غذاى تو نمىخورم تا شهادت به وحدانيّت خدا و رسالت من دهى ، عقبه شهادتين به زبان جارى كرد . اين خبر به گوش دوستش ابى رسيد و گفت : اى عقبه از آيينت منحرف شدى ؟ او گفت : نه به خدا سوگند من منحرف نشدم ، ولى مردى بر من وارد شد كه حاضر نبود از غذايم بخورد جز اينكه شهادتين بگويم ، من از اين شرم داشتم كه او از سر سفرهء من برخيزد ، بى آنكه غذا خورده باشد ، به همين جهت شهادت دادم . ابى گفت : من هرگز از تو راضى نمىشوم ، مگر اينكه در برابر او بايستى و به او توهين كنى ، عقبه
هامش
( 1 ) فرقان ، آيهء 27 - 29 .