ساعت مىنامند ، زيرا كه مردم دچار حوادث ناگهانى مىشوند و با نخستين فرياد مىميرند . « 1 »
پيوند بازار اسلامى با مدارس علميه :
در اسلام فعّالان اقتصادى ، بايد رابطهء تنگاتنگى با احكام الهى داشته باشند . حضرت على عليه السلام به تجّار بازار مىفرمودند : «
يا مَعشَر التُّجّار الفِقه ثمَّ المتجَر ، الفقه ثمّ المتجَر ، الفقه ثمّ المتجَر . . .
؛ اى جماعت تجار ، اول فقه آنگاه تجارت ( سپس دو مرتبهء ديگر اين جمله را تكرار فرمود : ) اول فقه آنگاه تجارت ، اول فقه آنگاه تجارت . . . » . « 2 »
بنا به توصيهء قرآن و حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و اميرمؤمنان على عليه السلام در زمينهء فراگيرى احكام و مسائل دينى ، هزاران مدرسهء علميه در طول بازارهاى اسلامى براى تعليم قرآن و احكام الهى ، به خصوص كتاب مكاسب و متاجر فقه ، بنا شده و بازاريان در آن آموزش مىديدند .
وجوب يادگيرى احكام تجارت :
فقهاى اسلام از آغاز تاكنون نسبت به فراگيرى احكام داد و ستد و فعاليتهاى اقتصادى تأكيد فراوان داشتند .
در رسالهء تحرير الوسيلهء امام خمينى قدس سره مىخوانيم :
« بر هر كسى كه به كار تجارت و ساير انواع كسب اشتغال دارد واجب است كه احكام كسب و تجارت و مسائل مربوط به آن را بياموزد تا معاملات صحيح را از فاسد بازشناسد و از ربا سالم بماند و مقدار لازم [ در فراگيرى احكام تجارت ] اين است كه نسبت به حكم تجارت و معاملهاى كه مىخواهد انجام دهد به هنگام معامله عالم باشد هر چند از طريق پيروى كردن از فتواى مجتهدان باشد از روى تقليد » . « 3 »
بعضى از مفسّران قديم مانند سعيد بن جبير و حسن بصرى و مكحول گفتهاند كه مراد از « وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ » در آيهء شريفه « فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِى الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ » « 4 » ، طلب علم است « 5 » .
بى جهت نيست كه كتاب تجارت و مكاسب محرّمهء فقه اسلامى در حوزهها و مدارس علميه ، به خصوص مدارس علميهء بازار ، بيش از ساير كتابهاى فقهى رايج است و تدريس مىشود .
بازارهاى عرضهء مسائل علمى :
از زمان قديم بازارها و چهار راهها و مراكز عمومى ، محلى براى تعليم و تربيت بوده است ، چنانكه بازارهاى عكاظ ، مجنّه ، ذى المجاز و طائف در كتابهاى سيره و تاريخ و ادب به عنوان مراكز عرضهء اشعار نمونهء عرب ياد شده و در عصر اموى از مجالس مَرْبد و حلقات آن در بصره و استفاده از مردم باديهنشين و نقل اخبار و احاديث قبايل و انساب مىتوان نام برد .
در عصر عباسى اين برنامهها در بازارهاى علمى رو به قوّت نهاد و بسيارى از پيشوايان لغت و نحو مانند اصمعى ، ابوعمر بن علا ، قُطْرب ، كسائى ، خليل ، سيبويه و غيره در اين بازارهاى علمى حضور مىيافتند تا از باديه نشينان هوشمند و مطلع كه به بازارهاى عمومى مىآمدند ، كمك گيرند و معلومات خود را در زمينهء علوم ادبى تكميل كنند . اينان در برابر علما و مردم عادى با وضع بسيار جالبى به مناظره مىپرداختند . « 6 »
بعضى از علما و دانشمندان نيز در مجالس درسى كه در مسجد جمعه در كنار بازار تشكيل مىشد شركت مىكردند ، چنان كه ابن بطوطه جهانگرد معروف اسلامى از مجلس درس حديثى كه در مسجد جمعهء شيراز برگزار مىشد ياد مىكند و مىنويسد كه در آن حضور يافتم . « 7 »
فرمان قرآن به موعظهء فعّالان اقتصادى :
« « قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنْ اللَّهْوِ وَمِنْ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ » ؛ بگو آنچه نزد خداست بهتر است از سرگرمى و تجارت . و خدا بهترين روزى دهندگان است » . « 8 »
حضرت امير عليه السلام هر روز از بازارهاى كوفه يكى پس از ديگرى مىگذشت و مردم را موعظه مىكرد و وظايفشان را به آنان خاطرنشان مىساخت .
بازاريان چون آن حضرت را مىديدند ، دست از كار
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ريشهء « سوع » .
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 150 ، ح 1 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 194 ، ح 3731 .
( 3 ) . تحرير الوسيله ، ج 1 ، ص 500 .
( 4 ) . جمعه ، آيهء 10 .
( 5 ) . تفسير القرآن الكريم ، صدرالمتألهين ، ص 239 .
( 6 ) . الاعتصام شاطبى ، ج 1 ، ص 272 ، به نقل از اسلام و تعليم و تربيت ، دكتر سيد محمد باقر حجتى ، ج 2 ، ص 40 و 41 .
( 7 ) . رحلة ابن بطوطة ، ج 2 ، ص 83 و 110 .
( 8 ) . جمعه ، آيهء 11 .