بىرغبتى به آنهاست » « 1 » ؛ ولى برخى از عالمان گفتهاند : « الزهد لغةً الاعراض عن الشيء احتقاراً ؛ زهد در لغت به معناى آن است كه انسان از روى كوچك شمردن ، از چيزى اعراض كند و روى گرداند » . « 2 »
زهد در اصطلاح ؛ يعنى در فرهنگ اسلامى ، داراى هويت و حقيقت ويژهاى است كه در سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمهء معصومين عليهم السلام تجلّى يافته است . در اين عرصه ، زهد نه به معناى جامعه گريزى ، رهبانيّت ، درويش مسلكى و صوفىگرى است و نه تضادى با كار ، تلاش و پرداختن به امور زندگى دارد ، بلكه به معناى عدم دلبستگى به ماديّات ، زرق و برقها ، زر و زيورهاى دنيوى و اعتماد كامل به خداى اين نعمات است . در واقع ، زاهد اسلامى به جاى آنكه دلبسته و اسير مواهب مادّى باشد ، به خداى اين مواهب دلبسته و وابسته است و همين مسئله ، سبب امتياز او از غير زاهدان است .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در سخنى جامع فرمود :
« الزَّهادة فِى الدنيا ليست بتحريم الحلال ولا إضاعَة المال و لكنَّ الزَّهادة فى الدُّنيا أنْ لا تكون بِما في يَدَيك أوثق مِنكَ مِمّا في يداللَّه
؛ زهد آن نيست كه نعمتهاى حلال خدا را برخود تحريم كنى ، و يا اموال و ثروت خود را ضايع سازى ، بلكه زهد آن است كه به آنچه در دست توست اطمينان بيشترى نسبت به آنچه در نزد خداست نداشته باشى » . « 3 »
شاهد زندهء ديگر اين است كه اميرمؤمنان على عليه السلام دربارهء حقيقت زهد اسلامى مىفرمايد :
« الزُّهد كلّه بَين كلمتين من القرآن قال اللَّه سبحانه :
« لِكَيلا تَأسَوا عَلى مَافاتَكُم وَ لا تَفْرَحُوا بِما اتاكُم » و مَن لم يأسَ على الماضي و لم يفرَحْ بالآتي فقد أخذ الزّهد بطرفَيْه
؛ تماميت و حقيقت زهد در ميان دو آيهء قرآنى نهفته است ، آنجا كه مىفرمايد : « تا بر آنچه كه از دست شما رفت حسرت نخوريد ( و آزرده خاطر نشويد ) ، و به آنچه كه به شما رسيده سرمست و شادمان نباشيد » ، پس كسى كه بدانچه از دست او رفت ، تأسف نخورد و به آنچه به دست آورد ، شادمان و مغرور نشد ( و دلنگران ، اسير و دلبستهء ماديّات نبود ) ، تمام زهد را در اختيار گرفته است » . « 4 »
نيز مىفرمايد :
« الزَّهادة قِصَرُ الأمل والشُّكر عند النِّعم والتَّورع عند المحارم
؛ زهد ، كوتاه كردن آرزوهاى دنيوى و شكرگزارى در مقابل نعمتها و پرهيز در برابر محرّمات است » . « 5 »
عالمان دينى نيز بر اساس همين آموزهها زهد را معنا كردهاند ؛ علامهء امينى در سخنى كوتاه و پرمعنا مىگويد :
و معلومٌ أنّ طلب الْمال غير منافٍ للزَّهادة فانّ حقيقة الزُّهد أنْ لا يَمْلِكك المالُ لا أن لا تَملكَ المال ؛ بديهى است كه به دست آوردن مال با روحيهء زهدگرايى تضادى ندارد ، زيرا حقيقت زهد آن است كه مال ، مالك تو نشود ؛ نه اين كه تو مالك آن
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، مادهء « زهد » .
( 2 ) . فيض القدير شرح جامع الصغير ، ج 1 ، ص 615 .
( 3 ) . سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 3 ، ح 2443 .
( 4 ) . نهجالبلاغه ، قصار 439 .
( 5 ) . همان ، خطبهء 81 .