صورت اندوخته يا گنج راكد بماند و يا انحصارگرايانه در قبضهء فرد يا گروه خاصى درآيد و از دسترس عموم مردم خارج گردد ؛ در اين صورت اثر قوام و دوامبخشى را از دست داده و در واقع « مال اندوزى » صورت گرفته است .
در « مالاندوزى » به جاى آنكه « مال » وسيلهء قوام و دوام زندگانى فرد و جامعه باشد ، خود عين هدف است ؛ همان امرى كه جهتگيرى اقتصاد اسلامى و هر اقتصاد معقولى در دنيا آن را نمىپسندد .
قابل توجه اينكه قرآن در بيان فلسفهء تقسيم غنائم ميان همهء مجاهدان از فرماندهان تا سربازان عادى مىفرمايد : « « كَىْ لَايَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ » ؛ اين بدان جهت است كه اين اموال عظيم ، تنها در انحصار ثروتمندان دست به دست نگردد » . « 1 »
با ذكر اين مقدمه مىتوان در تعريف « مال اندوزى » گفت : « مال اندوزى » عبارت است از انباشتگى اموال و انبوهى ثروت در نزد طبقهاى خاص و يا راكد گذاشتن سرمايهها و خارج شدن آن از چرخهء توليد و توزيع .
بر اين اساس « ثروت اندوز » به كسى گفته مىشود كه وجههء همت خويش را به افزايش دارايى و انباشت اموال معطوف كرده و بىآنكه مراقب حلال و حرام باشد از هر طريقى به جمع اموال سرگرم شده است و به مصداق « الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ » « 2 » آن قدر به جمع مال و ثروت علاقه دارد كه آن را نه وسيله ، بلكه هدف مىنگرد ، و پيوسته آن را از سر شوق و لذت مىشمرد ، خواه آن را در گوشهاى راكد گذاشته و يا به هدف زياد شدن سرمايه ، به جريان اندازد .
از آنچه گذشت روشن شد « مال اندوزى » كه وصفى مذموم است اختصاص به « كنز » و راكد گذاشتن اموال ندارد ، بلكه حتى سرمايهدارى غربى ؛ يعنى آنچه را در استعمالات روزمره « تكاثر » مىنامند نيز فرا مىگيرد ، زيرا چنانكه در « واژگان مرتبط » خواهد آمد انسان متكاثر گرچه ممكن است سرمايهاش را در چرخهء توليد قرار دهد ؛ اما هيچ هدفى جز بهدست گرفتن گلوگاههاى اقتصادى و انحصارى كردن مراكز توليد ندارد .
بر همين اساس مباحث اين نوشتار در دو بخش كلى تنظيم مىشود :
الف . تكاثر ( توزيع غير عادلانهء ثروت )
ب . كنز ( راكد گذاشتن ثروت )
2 . واژگان مرتبط
الف . تكاثر
« تكاثر » از ريشهء كثرت ، در فرهنگ قرآنى به معناى فزونطلبى در اموال و اولاد ، جهت فخرفروشى و مباهات بر يكديگر است ؛ راغب اصفهانى در مفردات مىگويد : « المكاثرة والتكاثر التبارى « 3 » في كثرة المال والعزّ ؛ مكاثرة و تكاثر به
هامش
( 1 ) . حشر ، آيهء 7 .
( 2 ) . همزه ، آيهء 2 .
( 3 ) . تبارى الرجلان : « تعارضا و فعل كلاهما مثل ما يفعل صاحبهو تنافسا » ( المعجم الوسيط ، مادهء « برى » ) .