بىرويّهء درختان و نبود جايگزين براى درختانى كه به منظور صنايع بريده مىشوند و بى مبالاتى گروهى از جنگلنشينان و عابران كه سبب آتشسوزىهاى گسترده مىشود ، يكى از مصاديق واضح اسراف و اتلاف است كه اگر به همين صورت ادامه يابد فاجعهاى در آينده ، زندگى بشر را در كرهء زمين تهديد مىكند .
2 . استفادهء بىرويّه از گازهايى كه روى لايهء اوزن آثار مخرّبى دارد ، نمونه ديگرى از اين اسرافكارىهاى در بهرهگيرى از مواهب طبيعت است .
3 . آبهاى فراوانى در گوشه و كنار محيط زندگى ما به هدر مىرود و مىتوان از آنها بهره بردارى صحيح نمود . به يقين كوتاهى كردن در ذخيرهسازى اين آبها نوعى اسراف در مواهب الهى محسوب مىشود . همچنين آبهاى موسمى كه در بعضى از فصول سال جارى مىشود و قابل ذخيرهسازى است اما به راحتى به هدر مىرود .
فاضلاب شهرها را كه امروز مىتوان مورد بازيافت قرار داد و از آن بهرهء مناسب گرفت نيز از همين قبيل است .
ب . در جامعه
1 . افراد فراوانى با در دست داشتن مدارك علمى در شغلهاى ديگرى كار مىكنند و از رشتهء مورد تحصيل آنها بهره بردارى نمىشود ، آيا اين مسئله خود نوعى اسراف نيست ؟
2 . در دانشگاهها و مدارس و حوزههاى علميه و . . . اوقات فراوانى ، بيرون از ساعتهاى تحصيلى به چشم مىخورد كه بدون استفاده مانده و به هدر مىرود .
3 . در مراكز علمى ، بر اثر نبود و يا كمبود امكانات آزمايشگاهى ، استعدادها و خلاقيتهاى نهفته ، زمينه شكوفايى نمىيابند و مورد استفاده قرار نمىگيرند .
4 . بوروكراسى ادارى كه هم سبب اتلاف وقت فراوان و هم اشتغال كاذب گروهى كارمند مىشود مصداق ديگرى از اسرافكارى است .
در نگاهى گستردهتر ، تراكم نيروهاى كارى در بسيارى از امور اجتماعى باعث راكد ماندن توانها و نيروهاى خلّاق گشته و عملًا ساعات كارى مفيد را بسيار كاهش داده است .
5 . حضور فناورى جديد و مورد نياز و به روز شدن ابزار كار در زندگى روزمرهء ما هنوز صورت نپذيرفته و موجب از دست رفتن فرصتهاى فراوانى مىشود كه اين خود نوعى اسراف است .
6 . اگر استعداديابى و سنجشهاى لازم دربارهء نوجوانان صورت گيرد اين همه تغيير رشته دادن و يا بر خلاف خواست درونى خود رشتهاى را تعقيب كردن و سرانجام به گونهاى ابهامآميز عمل كردن ، اتلاف فراوان عمر را موجب نمىشود و با اين كار يكى از مصاديق اسراف در جامعه كاهش مىيابد .
7 . در مراكز آموزشى جديد و قديم ، همه ساله پايان نامههاى فراوانى نگارش مىيابد كه پس از