اسلام به اين امور ، امتيازى ديگر براى اقتصاد اسلامى نسبت به اقتصاد دنياى امروز است .
روشن است كه اگر مكتبى پيوسته پيروانش را به رزق حلال ترغيب كند ، پيروان آن مكتب از افتادن در ورطهء سودجويى ، درآمد بيشتر با رنج كمتر و انباشت ثروت حتى به قيمت زيان رساندن به ديگران ، پرهيز مىكنند .
حاكميّت اخلاق بر نظام اقتصادى اسلام :
با بيان اين چند مقدمه به سراغ حاكميت اخلاق بر نظام اقتصادى اسلام مىرويم و نقش آن را در عرصه توليد ، توزيع [ / داد و ستد ] و مصرف بررسى مىكنيم :
گفتار اوّل . حاكميت اخلاق در توليد
1 . دورى از توليدات زيان آور
دنياى مادّى ، در توليدات خود توجّهى به زيان بار بودن آن براى مصرف كنندگان ندارد ، ازاينرو در مزارع ، كشتزارها و كارخانهها فرآوردههايى توليد مىكند كه آثار زيانبارى براى مصرف كنندگان دارد و حتّى گاه به مرگ آنها نيز مىانجامد . « 1 »
حتى گاه با نهادهاى ارزيابى و كنترل و به اصطلاح « استانداردها » كنار مىآيند و فرآوردههاى زيانبار خود را وارد بازار مىكنند ، صرفاً دليل آن كه در دنياى مادّى تنها سودآورى مورد توجّه است ، در حالى كه در مكتب اسلام ، توليد موادّ زيانبار و اضرار به مردم و محيط زيست ممنوع شمرده شده است .
اسلام از بشر آبادانى زمين را طلبيده و فرموده است : « 2 »
هامش
( 1 ) . توليد مواد مخدّر ، قرصهاى روان گردان ، مشروبات الكلى ، سلاحهاى كشتار جمعى ، مواد غذايى مضرّ ، از اين قسم است .
گاه كشورهاى صنعتى و ثروتمند داروهايى را نخست در كشورهاى فقير آزمايش مىكنند تا بتوانند استانداردهاى لازم را براى آن بيابيند و پس از اطمينان ، از آن در كشور خود استفاده مىكنند .
آثار زيانبار پارهاى از اين توليدات ، گاه متوجه محيط زيست ، حيوانات و حتى كرهء مسكونى ما مىشود كه توليد گازهاى گلخانهاى از كارخانههاى صنعتى و تأثير آن برلايهء ازُن و در نهايت بر تمام كرهء خاكى و موجوداتش نيز از اين قسم است .
« بنابر آمارهاى سازمان ملل ، حدود 98 درصد دى اكسيد كربن و ساير گازهاى مضرّ جوّ ، مربوط به كشورهاى صنعتى است و فقط 2 درصد سهم كشورهاى جهان سوم است .
كارخانجات كشورهاى صنعتى قسمت عمدهء زبالههاى شيميايى مضرّ جهان را به وجود مىآورند . تأسيسات نظامى آنها 99 درصد ضايعات راديو اكتيو جهان را ايجاد نموده است .
( 2 ) جالب اينكه برخى از دانشمندان آنها ، علناً به استهزاى محيط زيست مىپردازند و ديگران را متهم مىكنند كه دانش بشر را بىمقدار مىانگارند كه مردم را به بازگشت به طبيعت توصيه مىكنند .
« بورلوگ » دانشمند آمريكايى ( معروف به پدر انقلاب سبز ) طىّ نطقى در سال 1971 در اجلاسيهء سازمان خوار و بار و كشاورزى جهانى (O . A . F) علناً به استهزاى مدافعان استوارى محيط زيست پرداخت .
21 سال بعد ، « لستر تارو » مشاور اقتصادى « بيل كلينتون » رئيس جمهور آمريكا ، شعار او را پى مىگيرد و مىگويد : « در آينده مزيّت نسبى توليدات انسان ، جايگزين مزيت مواهب طبيعى خواهد شد » .
او در كتاب خويش ( رويارويى بزرگ ) ضمن تمسخر كسانى كه در پى بازگشت به نجات جهان هستند ، مىنويسد : « منابع طبيعى در عمل از معادلهء رقابتى حذف گرديده است ، داشتن آن راه ثروتمند شدن نيست و نداشتن آن نيز مانعى بر سر راه ثروتمند شدن ايجاد نمىكند » . ( ر . ك : مبانى حفاظت محيط زيست در اسلام ، ص 15 - / 16 ) .
در واقع چنين دانشمندانى و چنان كشورهايى عملًا ماترياليستاند و جز به مادّه و لذّات مادّى و سود آنى فكر نمىكنند .
آرى ! وقتى همه چيز در ترازوى زر ، سود و منفعت سنجيده شود ، از مفيد بودن ، يا زيانبار بودن فرآوردهها و رفتارهاى خود غفلت مىكنند .
آلبرت انشتين در كتاب « جهانى كه من مىشناسم » مىنويسد : « پيشرفتهاى صنعتى با ماشينهاى عظيم الجثهء خود ، به جاى اشياء و موادّ ضرورى ، گيوتينى براى قطع ريشهء انسانيّت مىسازد » . ( همان ، ص 19 ) .