تداوم نعمت الهى بخشى از هزينهء زندگى نيازمندان را بپردازد .
از جمله از روايات اين باب صحيح ابان بن تغلب است كه از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه به يكى از يارانش به نام حسين صحّاف فرمود : اى حسين ! خداوند نعمتهايش را بر بندهاى از بندگانش آشكار نمىكند مگر اينكه هزينهء زندگى مردم را نيز بر او آشكار مىسازد پس اگر تحمّل كرد و قيام به رفع مشكل مردم نمود خداوند نعمتهايش را زياد مىكند و گرنه خداى عزوجلّ آن نعمت را از او سلب مىنمايد (
قال ابوعبداللَّه عليه السلام للحسين الصحّاف : يا حسين ما ظاهر اللَّه على عبدالنعم حتى ظاهر عليه مؤنة الناس فمن صبر لهم وقام بشأنهم زاده اللَّه فى نعمه عليه عندهم و من لم يصبر لهم و لم يقم بشأنهم أزال اللَّه عزوجل عنه تلك النعمة
) . « 1 »
9 . باب « استحباب اطعام الطعام » نيز از ابواب مربوط به هميارى و مشاركت است و بر روايات فراوانى مشتمل مىباشد نظير روايت امام باقر عليه السلام از رسول گرامى صلى الله عليه و آله كه فرمود : رزق و روزى به كسى كه گرسنگان را سير مىكند سريعتر مىرسد از رسيدن چاقو به سنام » « 2 » ( كوهان شتر كه از چربى تشكيل شده است ) .
از طرق اهل سنت نيز از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود : « كفّارهء گناهان عبارت است از اطعام طعام و افشاى سلام و نماز شب هنگامى كه مردم در خوابند » ؛ (
الكفارات اطعام الطعام وافشاء السلام والصلاة بالليل والناس نيام
) . « 3 »
10 . از بابهاى بسيار مهم باب « وجوب اهتمام به امور مسلمانان » و باب « استحباب قضاء حاجة المؤمن » است كه از تعبيرات مؤكّدى چون حديث معروف « من اصبح ولايهتمّ بأمور المسلمين فليس مسلم » « 4 » و مانند آن برخوردار است و در روايات معتبرهء اهلبيت « 5 » و بعضى از روايات اهل سنت وارد شده است .
قابل توجه اينكه حتى در اينگونه روايات اصل اهتمام و توجه قلبى و در تب و تاب بودن براى نيازمندىهاى مسلمانان ستوده شده است ، لذا در روايت چهارم اين باب مىخوانيم : « مؤمنى كه توان رفع حاجتى را كه به وى عرضه شده ندارد ، ليكن قلباً نگران و خواهان رفع حاجت است ، خداوند تبارك و تعالى او را به جهت همين توجه قلبى وارد بهشت مىسازد » ؛ (
ان المؤمن لتردّ عليه الحاجة لأخيه فلا تكون عنده فيهتمّ بها قلبه فيدخله اللَّه تبارك و تعالى بهمّه الجنة
) . « 6 »
11 . از جمله بابهاى معروف ، باب « استحباب ملاطفت و مهربانى نسبت به ضعيف واصلاح طريق و مأوا دادن به يتيم و مداراى با زيردستان » است ؛ در وصيت رسول گرامى صلى الله عليه و آله به اميرمؤمنان على عليه السلام
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 324 ، باب 14 ، ح 3 .
( 2 ) . همان ، ص 331 ، باب 16 ، ح 8 .
( 3 ) . مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 129 .
( 4 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 336 ، باب 18 ، ح 2 و شعب الايمانبيهقى ، ج 7 ، ص 361 .
( 5 ) . اين روايت در دو باب 18 و 25 وسائل وارد شده است ؛ در باب 18 ، چهار روايت و در باب 25 ، پانزده روايت نقل گرديده است .
( 6 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 336 ، باب 18 ، ح 4 .