حديث فرات بن احنف از امام صادق عليه السلام كه فرمود : « كسى كه خودش يا بهوسيلهء ديگرى مىتواند حاجت مؤمنى را رفع كند ؛ ولى امتناع ورزيده ، روز قيامت در حالى كه در وضع بدى وارد محشر مىشود به او خطاب مىشود : اين است كسى كه به خدا و رسولش خيانت كرده است ، سپس روانهء دوزخ مىگردد » ؛ (
أيّما مؤمن منع مؤمناً شيئاً مما يحتاج اليه وهو يقدر عليه من عنده او من عند غيره أقامه اللَّه يوم القيامة . . . فيقال : هذا الخائن الذى خان اللَّه ورسوله ثم يؤمر به الى النار
) . « 1 »
در روايت ديگر از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « همانگونه كه خداوند زكات اموالتان را واجب كرده ، زكات مقام و اعتبارتان را نيز بر شما واجب كرده است » ؛ (
ان اللَّه فرض عليكم زكات جاهكم كما فرض عليكم زكات ما ملكت ايديكم
) . « 2 »
منظور از زكات جاه و مقام اين است كه از نفوذ اجتماعى خود براى حلّ مشكلات مردم استفاده كند .
روايت ديگرى كه به خوبى از آن ، مشاركت و هميارى مطلق كارهاى خير - كه قطعاً فعاليتهاى اقتصادى از جملهء از مصاديق بارز آن است - استفاده مىشود روايت امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه فرمود : « خداوند رحمت كند فرزندى را كه والدينش را در كارهاى نيك كمك مىكند و رحمت كند پدرى را كه فرزندش را در كار خير يارى مىدهد و رحمت كند همسايهاى را كه همسايهاش را و رفيقى كه رفيقش را و شريكى كه شريكش را در كارهاى خير كمك مىكند و خداوند رحمت كند آن رعيتى را كه سلطان و رهبرش را در امور خير يارى مىدهد » ؛ (
رحم اللَّه ولداً أعان والديه على برّه ورحم اللَّه والداً اعان ولده على برّه ورحم اللَّه جاراً اعان جاره على برّه ، رحم اللَّه رفيقاً اعان رفيقه على برّه ورحم اللَّه خليطاً اعان خليطه على برّه ورحم اللَّه رجلًا اعان سلطانه على برّه
) . « 3 »
از طرق اهل سنت نيز از رسول خدا نقل شده كه فرمود : « كسى كه حاجت مسلمانى را در راه خدا برآورده سازد خداوند به اندازهء هفتاد هزار سال از سالهاى دنيا براى او روزهء روز و قيام شب را مىنويسد » ؛ (
من قضى حاجة المسلم فى اللَّه كتب اللَّه له عمر الدنيا سبعة آلاف سنة صيام نهاره و قيام ليله
) . « 4 »
در روايت ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« كسى كه براى برادر مسلمانش از آبرو و نفوذ خودش در نزد سلطانى هزينه كند تا اينكه خيرى را برساند يا ادخال سرورى داشته باشد خداوند او را در درجات عالى از بهشت جاى مىدهد » ؛ (
من كان وصلة لاخيه المسلم الى ذى سلطان فى مبلغ برّ او ادخال السرور رفعه اللَّه فى الدرجات العلى من الجنة
) . « 5 »
يادآورى :
آنچه گذشت گرچه ممكن است شأن ورود و صدورش مربوط به هميارىهاى فردى انسانها به
هامش
( 1 ) . وسائلالشيعه ، ج 16 ، باب 39 ، ح 1 .
( 2 ) . همان ، باب 34 ، ح 3 ، ص 388 .
( 3 ) . همان ، باب 32 ، ح 3 .
( 4 ) . كنز العمال ، ج 6 ، ص 443 ، ح 16459 .
( 5 ) . همان ، ح 16460 .