نيز جز براى كسى كه داراى ورع و پرهيزكارى باشد ، شايسته نيست : «
لاتصلح الإمامة إلّالرجل فيه ثلاث خصال ، ورع يحجزه عن معاصى اللَّه . . .
» . « 1 »
اميرمؤمنان عليه السلام نيز در خطبهها و نامههاى نهجالبلاغه در توصيهها و فرمانهايش به كارگزاران امر به تقوا را سر لوحهء توصيههايش قرار مىدهد ، چرا كه كارگزاران حكومت بدون تقوا و پارسايى نمىتوانند به اهداف عاليهء توسعه دست يابند .
در نامهء 26 پس از فرمان به يكى از كارگزارانش به تقوا و فرمانبرى از خداوند ، مىفرمايد : « آن كس كه درون و برونش يكسان باشد و سخن و گفتارش هماهنگ ، او مىتواند حقّ اين امانت ( ولايت و حكومت ) را ادا كند و از عهدهء آن بر آيد ؛ (
و من لم يختلف سرّه وعلانيته ، وفعله ومقالته فقد أدّى الأمانة
) . در جاى ديگر هنگامى كه يكى ديگر از كارگزارانش را به سراغ مأموريت اقتصادى و جمعآورى زكات مىفرستد ، نخست به او فرمان تقوا مىدهد و سپس او را از ستم بر مردم بر حذر مىدارد : «
إنطلق على تقوى اللَّه وحده لا شريك له ، ولا تروعنّ مسلماً ولا تجتازنّ عليه كارهاً ، ولا تأخذنّ منه أكثر من حقّ اللَّه في ماله
» . « 2 »
چرا كه اگر تقوا نباشد و حكومت به دست نابخردان و تبهكاران بيفتد ، اموال را ميان خود تقسيم كرده و مردم را از آن محروم مىنمايند : «
ولكنّني آسى أن يَلىَ أمر هذه الامّة سفهاؤها وفجّارها فيتّخذوا مال اللَّه دولًا ، وعباده خِولا
» . « 3 »
پىآمد بىتقوايى آن است كه برنامهريزان و مجريان رشد و توسعه ، عدالت را فداى خودخواهى و منافع شخصى خود مىنمايند و با جهتگيرىهاى خاص ، محرومان جامعه را فراموش نموده و سبب تمركز ثروت در دست مرفّهان و زراندوزان مىشوند .
همچنين در اثر بىتقوايى ، ديگر ابعاد توسعه كه همان توسعه انسانى و تغيير ساختارها و اصلاح نهادهاست مورد غفلت قرار مىگيرد و فضيلتها و فرهنگ معروف و مقبول جامعه در پاى رشد اقتصادى قربانى مىشود .
تقوا مانع اساسى در برابر طرحهاى خيانتكارانه ، جانبدارانه و مادىگرايانه است و بر روند رشد و توسعه تأثير سازنده و بنيادين دارد .
5 . آگاهى و كاردانى برنامهريزان
كسانى مىتوانند براى شاخصهاى توسعه برنامهريزى و سياستگذارى كنند كه از آگاهى ، تخصّص و كاردانى لازم برخوردار باشند ؛ تخصّص و كاردانى لازمهء ورود به اين عرصه و تلاش در اين صحنهء سرنوشتساز است .
نمىتوان اختيار عرصههاى توسعه را به دست افراد ناكارآمد داد . قرآن كريم مىفرمايد : « « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِى جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً » ؛ اموال خود را كه خداوند وسيلهء قوام زندگى شما قرار داده ، به
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 407 ، ح 8 از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 25 .
( 3 ) . همان ، نامهء 62 .