آمار فوق نشان مىدهد كه هر چه زمان پيش مىرود توزيع درآمدها نامتوازنتر مىشود .
طبق آمار ديگر ، گرچه بين سالهاى 1973 - / 1994 ميزان سرانهء توليد ناخالص ملى آمريكا بيش از يك سوم افزايش يافته ؛ ولى متوسط دستمزدهاى ناخالص براى همهء شاغلانى كه در پستهاى مديريت نبودند ؛ يعنى براى سه چهارم نيروى كار ، 19 درصد كاهش يافته است » . « 1 »
همچنين آمارها از تمركز ثروت در دست گروهى خاص در آمريكا و برخى از كشورهاى سرمايهدارى حكايت مىكند .
نتايج يكى از تحقيقات مجلهء فوربس « 2 » در سال 1988 ميلادى دربارهء 4000 نفر از ثروتمندان آمريكا چنين است :
« ثروت هر يك از آنان بيش از 225 ميليون دلار بود و نشان مىداد كه 185 نفر از اين افراد ، حداقل 500 ميليون دلار و 51 نفر ، حداقل يك ميليارد دلار ثروت داشتند » . « 3 »
در آلمان نيز وضعى شبيه به آمريكا وجود دارد :
« ششصد مگا ميليونر آلمانى ( سوپر ثروتمندان ) سيصد ميليارد ثروت در اختيار دارند . ثروت هر يك از اين ششصد تن ، بين صد ميليون تا چندين ميليارد مارك است » . « 4 »
همچنين طبق آمار منتشره ، در آمريكا 4 / 32 ميليون نفر زير خط فقر زندگى مىكنند كه 6 / 13 درصد جمعيت آمريكا را شامل مىشود . « 5 » ازاينرو دمكراتها در كميتهء اقتصادى مشترك كنگره ، با صراحت اعلام كردهاند « تمركز ثروت در دو دههء گذشته به مقدار زيادى ، فزونى يافته است » . « 6 »
به يقين ديگر كشورهاى سرمايهدارى اگر وضعشان بدتر از آمريكا نباشد ، بهتر نيست . « 7 »
جمعى از دانشمندان غربى نيز به قربانى شدن تودهء مردم در چنين تفكرى اعتراف كردند . از جمله آدلمان و موريس با استناد به آمارهاى مقطعى گفتهاند : « توسعهء اقتصادى نه تنها با كاهش متوسط درآمد نسبى ، بلكه با كاهش متوسط درآمد مطلق فقيران همراه است » . « 8 »
هايمن مينسكى در يك جمله مىگويد : « جوامع سرمايهدارى ستمكار و ( از لحاظ اقتصادى ) ناكاراست » . « 9 »
در اينجا يك استثنا هست ؛ و آن اينكه اگر واقعاً مسائل اخلاقى بر جامعهء بشرى حاكم شود و تفكّر فردى به تفكّر جمعى تبديل گردد و در چنين شرايطى
هامش
( 1 ) . دام جهانگرايى ، هانس پيتر مارتين ، ترجمهء عبدالحميد فريدى عراقى ، ص 190 .
( 2 ) .
1 . .
( 3 ) . درآمدى بر جامعه ، نوشتهء يان رابرتسون ، ص 225 و 230 ( مطابق نقل ساختار كلان نظام اقتصادى اسلام ، ص 150 ) .
( 4 ) . پول ، بهره ، بحرانهاى اقتصادى - اجتماعى ، ص 66 ( همان ) .
( 5 ) . اسلام و چالش اقتصادى ، محمد عمر چپرا ، ترجمهء سيدحسين مير معزى و . . . ، ص 119 - / 120 .
( 6 ) . همان ، ص 204 .
( 7 ) . ر . ك : همان ، ص 203 - / 205 .
( 8 ) . فصلنامهء اقتصاد اسلامى ، شمارهء 16 ، ص 163 .
( 9 ) . اسلام و چالش اقتصادى ، ص 76 . براى مطالعهء بيشتر پيرامون شكاف طبقاتى در جامعهء آمريكا و ديگر جوامع سرمايهدارى و علل آن ؛ ر . ك : نظام اقتصادى اسلام ، مبانى مكتبى ، ص 76 - / 94 .