و هنگامى كه پرسيدند : به چه دليل ؟ امام عليه السلام دو دليل جالب بيان كرد : نخست فرمود : «
لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ مَا بَعَثَ الْأَنْبِيَاءَ وَالْأَوْصِيَاءَ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا بَعَثَهُمْ بِالْكَلامِ
؛ خداوند متعال انبيا و اوليا را به سكوت كردن مبعوث نكرد بلكه آنها را به سخن گفتن مبعوث نمود » .
ديگر اينكه : « شما هنگامى كه مىخواهيد فضيلت سكوت را بيان كنيد از كلام استفاده مىكنيد ولى هرگز براى بيان فضيلت كلام از سكوت نمىتوان استفاده كرد » ؛ (
إِنَّكَ تَصِفُ فَضْلَ السُّكُوتِ بِالْكَلامِ وَلَسْتَ تَصِفُ فَضْلَ الْكَلامِ بِالسُّكُوتِ
) . « 1 »
كوتاه سخن اينكه چگونه ممكن است خداوند نعمت بيان را بهعنوان يكى از بزرگترين نعمتهايش بعد از نعمت آفرينش انسان در قرآن بيان كند ، « الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الْإِنسَانَ » و با اين حال او را دعوت به سكوت نمايد ؟ چرا از اين نعمت بزرگ الهى كه امتياز انسان نسبت به تمام جانداران است براى گفتن ذكر خدا و تسبيح و تقديس او ، براى شكر نعمتهايش ، براى تعليم و تربيت خلق ، براى امر به معروف و نهى از منكر ، براى حمايت از مظلوم و مبارزه با ظالم استفاده نشود ؟
و نيز چگونه ممكن است خداوند و اوليايش اجازه دهند كه از اين موهبت بىنظير در راه دروغ و تهمت و سخنان ركيك و اعانت ظالم و ظلم به بىگناهان بهرهگيرى شود ؟
بنابراين همانگونه كه امام عليه السلام در گفتار بسيار حكيمانهء مورد بحث فرموده ، نه سكوت از بيان حق ، خوب است و نه سخن گفتن با جهل .
* * *
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 68 ، ص 274 .