شرح و تفسير حقيقت توحيد و عدل
امام عليه السلام در اين كلام كوتاه و بسيار پرمعنا دو اصل مهم دين را به عالىترين وجهى بيان مىكند : « از آن حضرت دربارهء توحيد و عدل سؤال شد ، فرمود :
توحيد آن است كه خدا را در وهم و انديشه نياورى و عدل آن است كه او را متهم نسازى ( اشاره به اينكه ذات خداوند در انديشهء هيچكس نمىآيد و در تقسيم نعمتهايش عدالت و حكمت را رعايت مىفرمايد ) » ؛ (
وَسُئِلَ عَنِ التَّوْحِيدِ وَالْعَدْلِ فَقَالَ التَّوْحِيدُ أَلَّا تَتَوَهَّمَهُ ، وَالْعَدْلُ أَلَّا تَتَّهِمَهُ
) . توحيد در اينجا به معنى خداشناسى است و خداشناسى در صورتى كامل مىشود كه او را برتر از خيال و قياس و گمان و وهم بدانيم و از هرچه ديدهايم و شنيدهايم و گفتهايم فراتر بشماريم .
زيرا آنچه در وهم انسان و خيال و قياس و عقل او مىگنجد محدود است و خداوند وجودى است نامحدود از هر جهت و به همين دليل همواره بزرگان علم عقايد گفتهاند كه كنه ذات خدا بر هيچكس حتى بر انبيا و اوليا روشن نيست .
آنچه از خداوند مىدانيم صفات جلال و جمال اوست و افعال و آثارى كه صحنهء جهان را پر كرده است .
به همين دليل در روايات دستور داده شده كه در ذات خدا انديشه نكنيد كه به جايى نمىرسيد .