خداوند ثواب و عقاب را بر طاعت و معصيت قرار داده تا بندگانش را بهسوى بهشتش سوق دهد . ( توجه داشته باشيد كه اين واژه اجوف واوى است و اجوف يايى آن به معناى ديگرى است . )
تعبير به « وضع الثواب . . . » سبب شده است كه در ميان شارحان نهجالبلاغه بحثهايى دربارهء هماهنگى اين كلام با مذهب اشاعره يا عدليه صورت گيرد .
مىدانيم اشاعره منكر حسن و قبح عقلى هستند بنابراين اوامر و نواهى را تابع مصالح و مفاسد نمىدانند و همچنين ثواب و عقاب را امر عقلى نمىشمرند بلكه معتقدند همهء اينها قراردادى و طبق وضع شارع مقدس است در حالى كه پيروان مكتب عدل ( شيعه و معتزله ) معتقدند كه حسن و قبح ، عقلى است ؛ آنچه خداوند امر فرموده داراى مصلحتى بوده و آنچه نهى كرده داراى مفسدهاى و اين مصالح و مفاسد سبب اوامر و نواهى پروردگار شده است . ثواب و عقاب نيز يك امر عقلى است چراكه مطيع و عاصى نمىتوانند در ترازوى عقل يكسان باشند به همين دليل خداوند به مطيعان پاداش نيك و به عاصيان كيفر و مجازات مىدهد .
ولى قابل توجه اينكه اگر خداوند هيچ ثواب و عقابى بر اطاعت و معصيت قرار ندهد بلكه همان مصالح و مفاسد را كه در طاعات و معاصى است سبب امر و نهى قرار دهد كارى بر خلاف عدالت و حكمت و حكم عقل انجام نداده است .
مثلًا اگر طبيب به بيمار دستور دهد فلان دارو را مصرف كن و اين امر طبيب داراى فوائدى براى اين بيمار باشد همين نكته براى صحت امر طبيب كافى است و نياز به پاداش و جزاى اضافهاى ندارد و همچنين اگر بيمار را از بعضى كارها بازدارد به دليل زيانى كه در آن كارهاست ، نهى او حكيمانه است و نيازى به كيفر ندارد .
اوامر و نواهى الهى نيز اگر تنها به دليل مصالح و مفاسد آنها باشد كاملًا حكيمانه است و نيازى به پاداش و كيفر ندارد .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٧