ولى اطاعت فرمانهاى پروردگار خدمتى به خداوند نيست بلكه خدمتى به خود ماست زيرا يقين داريم كه تمام آنها داراى مصالحى است كه عايد ما مىشود و به تعبير ديگر ، شبيه دستورى است كه طبيب به بيمار مىدهد . آيا اگر بيمار دستور طبيب را اجرا كند و سلامتى خود را بازيابد حق دارد از طبيب تقاضاى اجرتى در برابر زحمت خوردن داروهاى تلخ كند ؟ فرمانهاى پروردگار درمورد واجبات و محرمات همه از اين قبيل است .
بنابراين نتيجه مىگيريم كه اگر خداوند پاداشى مىدهد صرفاً تفضل است ، شبيه جايزههايى كه به نفرهاى اول در امتحانات مىدهند . مسلم است كه آنها خدمتى به خودشان كردهاند نه به استادشان ولى استاد براى تشويق تفضلًا جايزهاى هم به آنها مىدهد .
كلام حكيمانهء مذكور نيز اشاره به همين معنا مىكند كه خداوند ثواب و عقاب را بر طاعت و معصيت قرار داده است تا بندگانش را از عذاب نجات داده و بهسوى بهشت سوق دهد . يعنى اين ثواب و عقاب نيز مصلحتى دارد كه عايد بندگان مىشود .
اين سخن را با حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم ، آنجا كه فرمود : «
لَنْ يدْخِلَ الْجَنَّةَ أَحَداً عَمَلُهُ ، قالُوا : وَ لا أَنْتَ يا رَسُولَ اللَّهِ ؟ قالَ : وَ لا أَنَا ، الَّا أَنْ يتَغَمَّدَنِى اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ !
؛ هيچكس را عملش وارد بهشت نمىسازد . عرض كردند : حتى خود شما اى رسول خدا ؟ ! فرمود : آرى ، من همچنين هستم ، مگر اينكه رحمت خدا شامل من شود ! » . « 1 »
و در ذيل حديث آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دست مبارك را بر سر خود نهاد و با صداى بلند جملهء بالا را بيان كرد . يعنى يقين بدانيد كه من هم مشمول اين حكم هستم .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 7 ، ص 11 .