قرآن مجيد نيز ناپايدارى دنيا را بارها به گياهانى تشبيه مىكند كه در فصل بهار مىرويند و سرسبز و خرم و پرطراوتاند اما چيزى نمىگذرد كه خزان فرامىرسد و همگى خشكيده و زرد مىشوند و تندباد خزان ، آنها را جدا كرده و به هر سو پراكنده مىكند . « 1 »
تهامى ، شاعر و اديب نكتهدان شيعه و شهيد راه ولايت قصيدهء معروفى دارد كه بهمناسبت از دست دادن فرزند دلبندش سروده و از بهترين اشعار عرب در اين زمينه است و با اين شعر آغاز مىشود :
حُكْمُ المَنِيَّةِ فِي البَرِيَّةِ جاري * ما هذِهِ الدُّنيا بِدارِ قَرارِ
حكم مرگ در تمام انسانها جارى است و اين جهان جاى قرار و ثبات نيست .
سپس مىافزايد :
بَيْنا تَرى الإنسانَ فيها مُخْبِراً * حتّى يُرى خَبَراً مِن الأخبارِ
در حالى كه انسان زنده است و از حوادث مختلف خبر مىدهد ناگهان طومار زندگانىاش پيچيده مىشود و خودش جزء اخبار مىگردد . « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) . به آيات 24 سورهء يونس و 45 سورهء كهف مراجعه شود .
( 2 ) . كسانى كه مىخواهند تمام اين قصيدهء بسيار پرمعنا و سوزناك را مطالعه كنند مىتوانند به كتاب شهداء الفضيلة مرحوم علامهء امينى يا الكنى و الالقاب مرحوم محدث قمى در شرح حال ابوالحسن تهامى مراجعه كنند .