و پرمعنى يكى از زندهترين دلايل رستاخيز و حساب و جزاى اعمال را بيان مىكند ، و آن اين كه : اگر بهراستى قيامت و معادى در كار نباشد زندگى دنيا عبث و بيهوده خواهد بود ؛ زيرا زندگى اين جهان ، با تمام مشكلاتى كه دارد و با اين همه تشكيلات ، مقدمات و برنامههايى كه خدا براى آن چيده است اگر صرفاً براى همين چند روز باشد بسيار پوچ و بىمعنى مىباشد .
اين موضوع ، درست به آن مىماند كه طفلى در شكم مادر صاحب عقل و هوش كامل گردد ، از خود سؤال مىكند : چرا آفريدگار ، مرا در اينجا زندانى كرده است ؟ اين دست و پا اين چشم و گوش براى چيست و به چه منظورى آفريده شده است ؟ در اين ظلمات ثلاث و در ميان مشتى خون و آب ، وجود من چه فايدهاى دارد ؟
ولى هنگامى كه به او بگويند : در اينجا پرورش مىيابى و به زودى وارد دنياى وسيعى مىشوى كه فضايى باز و آفتابى درخشان ، نهرهايى جارى و باغهايى پرگل و پرطراوت دارد و در آنجا مىتوانى به تحصيل علم و دانش و انواع تفريحات سالم بپردازى ، باور مىكند كه زندگى دوران جنينى بيهوده و عبث نيست . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر به جلد 14 تفسير نمونه ذيل آيهء 115 سورهء مؤمنون تحت عنوان « مرگ ، نقطهء پايان زندگى نيست » مراجعه كنيد .