در نيكىهايشان بىرغبت شوند و بدكاران در اعمال بدشان تشويق گردند » .
و اين امر دليل روشنى دارد : زيرا هنگامى كه نيكوكاران بهسبب نيكىهايشان مدح و ثنا شوند و يا - آنگونه كه در دنياى امروز معمول است - جوايزى به آنها داده شود ، هم آنها تشويق به ادامهء راه مىشوند و هم ديگران به راه نيك دعوت خواهند شد . همينگونه است در مورد نكوهش بدكاران يا مجازات آنها ، كه هم سبب خوددارى آنها از تكرار آن اعمال در آينده مىشود و هم ديگران عبرت مىگيرند .
ولى اين كار - همانند هر كار ديگر - اگر از حد اعتدال بيرون رود آثار سوئى خواهد داشت . مدح و ثناى زياد ، اسباب غرور و غفلت و عُجب و خودبرتربينى و عوارض فاسد اين صفات رذيله مىگردد .
امير مؤمنان على عليه السلام در همان عهدنامهء مالك اشتر ، قبل از ذكر جملههايى كه پيشتر آمد به مالك خطاب كرده ، مىفرمايد : «
ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلَّا يُطْرُوكَ وَلَا يَبْجَحُوكَ بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَتُدْنِى مِنَ الْعِزَّةِ
؛ آنان را طورى تربيت كن كه ستايش بيهوده از تو نكنند و تو را براى اعمالى كه انجام ندادهاى ، تمجيد ننمايند ! زيرا كثرت مدح و ثنا ، خودپسندى و عُجب بهبار مىآورد و انسان را به تكبّر و غرور نزديك مىسازد » .
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود : «
لَو مَشى رَجُلٌ إلى رَجُلٍ بِسَيفٍ مُرْهَفٍ كانَ خَيْراً لَهُ مِن أن يُثْنِى عليهِ فى وَجهِه
؛ هرگاه كسى به ديگرى با شمشير تيز حمله كند بهتر از آن است كه او را در پيش رو مدح و ثنا گويد » . « 1 »
روايات در اين زمينه بسيار است و حتى دستور داده شده كه هرگاه انسان با چنين صحنهاى مواجه شد به خدا پناه برد .
امير مؤمنان عليه السلام دربارهء صفات پرهيزكاران در خطبهء همام مىفرمايد : «
إِذَا زُكِّيَ
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 256 .