كند هر چند به زيان او تمام شود ولى اين قاعده موارد استثنايى هم دارد و آن در جايى است كه مصلحت مهمتر از مصلحت صدق به خطر مىافتد . مرحوم علامهء مجلسى در جلد دوم بحارالانوار ، صفحهء 122 ذيل همين روايت بهعنوان شرح و بيان مىفرمايد : ممكن است منظور امام عليه السلام از ضرر ، در اين گفتار حكيمانه ضررى باشد كه تقيه در آن روا نيست .
آنگاه امام عليه السلام به سراغ دومين نشانهء ايمان مىرود و مىفرمايد : « اينكه گفتارت بيش از عملت نباشد » ؛ (
وَ أَلَّا يَكُونَ فِي حَدِيثِكَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِكَ
) . بسيارند كسانى كه سخن از نيكىها و خوبىها و صفات برجستهء انسانى ، بسيار مىگويند اما عملشان هماهنگ با آن نيست و اين نشانهء ضعف ايمان آنهاست . مؤمنان حقيقى آنچه را مىگويند انجام مىدهند و اى بسا اعمالشان فراتر از گفتارشان است .
به تعبير ديگر اگر انسان به چيزى كه مىگويد اعتقاد راسخ داشته باشد حتماً عمل او با آن هماهنگ خواهد بود و اگر نبود ، نشانهء عدم اعتقاد راسخ به آن گفتار است .
قرآن مجيد مىفرمايد : « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَاتَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَاتَفْعَلُونَ » . « 1 »
در بعضى از نسخههاى نهجالبلاغه بهجاى « عَمَلِك » ، « عِلمِك » آمده است كه در اين صورت مفهوم كلام امام عليه السلام چنين مىشود : نبايد انسان بيش از آنچه مىداند سخن بگويد . همانگونه كه قرآن مجيد مىفرمايد : « وَ لا تَقْفُ ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْم » . « 2 »
در آيات و روايات اسلامى نكوهش شديدى از « قول به غير علم » شده چراكه
هامش
( 1 ) . صف ، آيات 2 و 3 .
( 2 ) . اسراء ، آيهء 36 .