بعد مىافزايد : « « أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ . . . » ؛ آيا دربارهء آبى كه مىنوشيد انديشيدهايد ؟ ! آيا شما آن را از ابر نازل كردهايد يا ما نازل مىكنيم ؟ ! هرگاه بخواهيم ، اين آب گوارا را تلخ و شور قرار مىدهيم ؛ پس چرا شكر نمىكنيد ؟ ! » . « 1 »
در حكمتهاى 126 و 419 نيز تعبيرات ديگرى آمده است كه به فخرفروشان و متكبران بهشدّت هشدار مىدهد و به آنها مىگويد : آغاز و انجام زندگى خود را بنگريد و از ناتوانىهاى خود در برابر حوادث كوچك زندگى باخبر شويد تا از بادهء غرور و تكبر سرمست نگرديد و راه زندگى را گم نكنيد .
شاعر عرب نيز مىگويد :
ما بالُ مَن أوّلُه نُطفَةٌ * وَجيفَةٌ آخِرُه يَفْخَرُ
يُصبِحُ ما يَملِكُ تَقدِيمَ ما * يَرجو ولا تأخِيرَ ما يَحذَرُ
چرا كسى كه آغاز كارش نطفهء بىارزش و آخرش مردار گنديدهاى است اينقدر فخرفروشى مىكند ؟
صبح مىكند در حالى كه توانايى ندارد آنچه را مىخواهد بهسرعت بهدست آورد و آنچه را از آن بيم دارد به عقب اندازد . « 2 »
نكته بلاى تكبر
از قرآن مجيد از داستان ابليس و آدم عليه السلام گرفته تا قارون عصر موسى عليه السلام و تا سران بتپرست قريش ، بهخوبى استفاده مىشود كه تكبر و غرور سرچشمهء بزرگترين بدبختىهاست .
اوّلين گناهى كه در جهان انجام شد همان نافرمانى ابليس در برابر خداوند
هامش
( 1 ) . واقعه ، آيات 58 - / 70 .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 20 ، ص 150 .