و كسب نور كنيد ! » . « 1 »
آرى فقر و غنا در آنجا آشكار مىشود . حتى گاهى در پايان عمر انسان در اين دنيا نيز پرتوى از اين فقر و غنا آشكار مىگردد ؛ افرادى كه فقط سرمايهء مادى داشتند هنگامى كه در خاك پنهان شدند فراموش مىشوند امّا صالحان باايمان نام نيك و آثار پسنديدهشان سالها و گاهى ابدالدهر در ميان انسانها باقى مىماند .
اينجاست كه فقرا و اغنيا شناخته مىشوند .
در اينجا از بعضى جهات ، مناسب است داستانى را كه شاعر معروف ، انورى دربارهء گفتگوى بوتهء كدو و چنار به شعر درآورده است يادآور شويم :
نشنيدهاى كه زير چنارى كدوبُنى * برجست و بر دويد برو بر به روز بيست
پرسيد از چنار كه تو چند روزه اى * گفتا چنار عمر من افزون تر از دويست
گفتا به بيست روز ، من از او فزون شدم * اين كاهلى بگوى كه آخر ز بهر چيست ؟
گفتا چنار : نيست مرا با تو هيچ جنگ * كاكنون نه روز جنگ و نه هنگام داورى است
فردا كه بر من و تو وزد باد مهرگان * آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست !
اين سخن را با حديثى از امام صادق عليه السلام كه تناسب با بحث ما دارد پايان مىدهيم . امام عليه السلام فرمود : عثمان دو نفر از خادمين خود را سراغ ابوذر فرستاد و دويست دينار به آنها داد و گفت : بهسراغ ابوذر برويد و بگوييد كه عثمان به تو سلام رسانده و مىگويد كه اين دويست دينار را بگير و مشكلات خود را به
هامش
( 1 ) . حديد ، آيهء 13 .