است غالباً پى مىبريم كه در كارهاى ديگر نيز در مسير غلط و ناپسند قرار دارد از چنين انسانى نمىتوان انتظار امانتدارى و صداقت داشت .
به تعبير ديگر ، نيكىها و بدىها غالباً بههم پيوستهاند گويى يكديگر را صدا مىزنند و دعوت مىكنند .
البته ممكن است استثنائاتى وجود داشته باشد كه شخصى تنها يك صفت خوب يا يك صفت بد داشته باشد و بقيهء صفاتش با آن هماهنگ نباشد ولى همانگونه كه اشاره شد اينها جنبهء استثنايى دارد نه قاعدهء كلى .
به هر حال اين گفتار حكيمانه دو پيام براى ما دارد : پيام اول درمورد انسانشناسى است كه براى شناخت افراد ، غالباً مىتوان روى يكى از صفات خوب يا بد آنها تكيه كرد و آن را نشانهاى براى بقيهء صفات دانست .
دوم اينكه در تهذيب نفس بايد مراقب باشيم كه اگر صفت زشتى در ما پيدا شد انتظار نفوذ بقيهء زشتىها را هم داشته باشيم و اگر توانستيم صفت خوبى را در خود ريشهدار كنيم بايد به آيندهء خويش اميدوار باشيم كه در پرتو آن ، صفات ديگر نيز ممكن است رويش پيدا كند .
نكته صفات اخلاقى كليدى
از يك نظر تقريباً تمام صفات اخلاقى در جهت اخلاق حسنه يا رذيله با هم پيوند دارند و هركدام همجنس خود را صدا مىزنند . همانگونه كه در گفتار حكيمانهء بالا امام عليه السلام به آن اشاره فرموده است .
ولى در ميان ويژگىهاى اخلاقى ، بعضى جنبهء كليدى داشته و با صفات ديگر كه همجنس آنها هستند پيوند محكمى دارند و در روايات اسلامى نيز به آن اشاره شده است .