كسى كه حاتم طايى را مدح و ستايش مىكند بايد خودش سهمى از سخاوت و كرم داشته باشد .
از آن فراتر كسى كه امام بزرگوارى را به صفات برجستهاى مىستايد ؛ اميرمؤمنان عليه السلام را به جود و سخاوت و شجاعت و علم و درايت و امام حسين عليه السلام را به ايثار و شهادت در راه خدا مىستايد و همچنين هر يك از ائمه عليهم السلام را به صفات برجستهاى توصيف مىكند چگونه مىتواند خودش از تمام اين اوصاف بيگانه و تهى باشد . آرى آنكس كه كرامت كريمان را مىستايد از همه شايستهتر است كه راه آنها را بپويد .
و در نقطهء مقابل ، بيچارهترين مردم كسانى هستند كه خوبىهاى خوبان را توصيف مىكنند اما خودشان هرگز در عمل در مسير آنها نيستند .
در حديثى كه مرحوم كلينى در كتاب كافى از امام صادق عليه السلام نقل كرده مىخوانيم : «
إِنَّ مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ حَسْرَةً يوْمَ الْقِيامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ عَمِلَ بِغَيرِهِ
؛ شديدترين حسرتها در روز قيامت حسرت و افسوس كسى است كه از عدالتى تعريف و تمجيد كرده ولى خودش به غير آن عمل نموده است » . « 1 »
مرحوم علامهء مجلسى در جلد 69 بحارالانوار بابى به عنوان « من وصف عدلا ثم خالفه الى غيره » آورده و احاديث متعددى در ذيل آن نقل كرده است .
و اما بنابر صورت دوم كه در بسيارى از نسخ آمده مفهوم كلام امام عليه السلام اين است : شايستهترين مردم به كَرَم كسى است كه از دودمان كريمان باشد ( و كَرَم در اعماق وجودش ريشه دوانده باشد ) «
أَوْلَى النَّاسِ بِالْكَرَمِ مَنْ عَرَّقَتْ فِيهِ الْكِرَامُ
» . « عَرَّقَتْ » از مادهء « عِرق » ( بر وزن فكر ) به معناى ريشه ، گرفته شده است .
شاعر عرب نيز دراينباره مىگويد :
إنّا سَألنا قَومَنا فَخِيارُهُم * مَن كانَ أفضَلَهُم أبوه الأفضَل
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 299 ، ح 1 .