در حلية الاولياء نقل شده است .
منظور مأمون اين بوده كه براى آزمودن مردم بايد از آنها فاصله گرفت و حتى اظهار تنفر و بيزارى كرد اگر عكس العمل شديدى نشان دادند معلوم مىشود لايق دوستى نيستند و اگر مدارا كردند افرادى صبور و شايستهء دوستى مىباشند .
البته جاى ترديد نيست كه كلام امام عليه السلام بر كلام مأمون برترى دارد . كلام امام عليه السلام ناظر به يك مسألهء اجتماعى است و كلام مأمون در واقع يك مسألهء سياسى است و منظورش اين است : بايد به همهكس با بدبينى نگاه كرد تا عيوبشان آشكار شود زيرا با خوشبينى ، عيوب افراد آشكار نمىگردد و سياستمداران غالباً اصل را دربارهء اشخاص و حوادث بر سوءظن و بدبينى مىگذارند .
نكته آزمودن قبل از دوستى
بىشك يكى از نيازهاى انسان در زندگى ، داشتن دوستان موافق و همراه است كه در برابر انبوه مشكلات به او كمك كنند ، در مصائب مايهء تسلى خاطر او گردند و در حضور و غياب مدافع او باشند زيرا انسانِ تنها در برابر اين حوادث زانو مىزند .
ولى در انتخاب دوست هرگز نبايد عجله كرد بلكه بايد نخست او را آزمود ، اگر از آزمايشها پيروز درآمد او را به دوستى برگزيد . اميرمؤمنان على عليه السلام طبق حديثى كه در غررالحكم آمده ، مىفرمايد : «
لا تَثِق بالصَّديقِ قَبلَ الخِبْرةِ
؛ به دوستت پيش از آزمودنش اعتماد نكن » . « 1 »
بهخصوص اگر زمان ، زمان پرفسادى باشد ، كه در آن هنگام بايد دقت بيشترى در انتخاب دوستان كرد . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : «
إِذَا كَانَ الزَّمَانُ زَمَانَ
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 9498 .