مىگيرد سپس آن را به گروهى ديگر مىدهد ( كه اين وظيفه را انجام مىدهند ) » ؛ (
فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا ؛ فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ ، ثُمَّ حَوَّلَها إِلَى غَيْرِهِمْ
) . اين كلام در واقع اخطار شديدى به افراد متمكن و ثروتمند است كه گمان نكنند همهء آنچه را خداوند به آنها ارزانى داشته متعلق به خود آنهاست بلكه خداوند سرپرستى اموال مورد نياز نيازمندان را نيز به آنها سپرده است . اگر به وظيفهء خود در اين سرپرستى و مديريت عمل نكنند از آنها مىگيرد و به افرادى كه وظيفهشناساند مىدهد .
حديث قدسى بالا نيز كه فرمود : فقرا تحت تكفل مناند و اغنيا وكلاى من مىباشند اشاره به اين است كه وكيل مادامى مىتواند وكيل باشد كه خيانت در امر وكالت نكند ، آن روز كه خيانت كند او را عزل مىكنند و به ديگرى مىسپارند .
گفتار حكيمانهء 13 نيز كه امام عليه السلام مىفرمايد : «
إِذَا وَصَلَتْ إِلَيكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ
؛ هنگامى كه مقدمات نعمت به شما روى آورد دنبالهء آن را به واسطهء قلت شكرگزارى از خود دور نسازيد » . مىتواند اشارهاى به همين نكته باشد زيرا يكى از شئوون شكرگزارى نعمت اين است كه ديگران را هم در آن سهيم و بهرهمند سازند .
در حديثى كه معاذ بن جبل از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند مىخوانيم : «
مَا عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَى عَبْدٍ إِلَّا عَظُمَتْ مَئُونَةُ النَّاسِ عَلَيهِ فَمَنْ لَمْ يحْتَمِلْ تِلْكَ الْمَئُونَةَ فَقَدْ عَرَّضَ تِلْكَ النِّعْمَةَ لِلزَّوَالِ
؛ نعمت خداوند بر هيچ بندهاى فزونى نمىيابد مگر اينكه هزينههاى مردم بر او زياد مىشود كسى كه آن هزينهها را نپردازد آن نعمت را در معرض زوال قرار داده است » . « 1 »
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : «
إِنَّ مِنْ بَقَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَ بَقَاءِ الْإِسْلَامِ أَنْ تَصِيرَ الْأَمْوَالُ عِنْدَ مَنْ يعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ يصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ فَإِنَّ مِنْ
هامش
( 1 ) . وسائلالشيعه ، ج 11 ، ابواب فعل المعروف ، باب 14 ، ح 12 .