خواهناخواه سبب تحريك آنها مىشود .
سپس به عنوان يك حكيم آگاه و مهربان راه حل مشكل را به آنها نشان مىدهد ، مىفرمايد : « هرگاه يكى از شما نظرش به زنى افتاد كه زيبا و صاحب جمال بود ، برود و با همسر خود آميزش كند زيرا او هم زنى است مانند همسرش » ؛ (
فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ ، فَإِنَّما هِيَ امْرَأَتِهِ كَامْرَأَتِهِ
) . درست است كه زنها ازنظر زيبايى و جاذبهء جنسى با هم متفاوتاند ولى نتيجهء نهايى ارتباط با آنها كه آميزش جنسى است كم و بيش يكسان است و مىتواند جلوى تحريكات و انحرافات را بگيرد .
و اين درسى است از سوى امام عليه السلام به همهء جوانان كه براى نجات از انحرافات جنسى و آلودگى به گناه اقدام به ازدواج كنند زيرا يك همسر مناسب مىتواند جلوى همهء اين هيجانات را بگيرد و اگر كسى هوىپرست وشهوتپرست نباشد مشكل جنسى خود را با همسرش به هر صورت حل خواهد كرد .
در اين هنگام مردى از خوارج گفت : « خداوند اين كافر را بكشد چقدر دانا و فقيه است » ؛ (
فقال رجلٌ مِنَ الخَوارِج : « قاتَلَهُ اللَّهُ كافِراً ما أَفْقَهَه »
) . هنگامى كه حاضران اين سخن را شنيدند از جاى پريدند تا او را به قتل برسانند ولى امام عليه السلام فرمود : « آرام باشيد جواب دشنام ، دشنام است و يا گذشت از گناه ( نه اعدام ) » ؛ (
فوثب القوم ليقتلوه ، فقال عليه السلام : رُوَيْداً إِنَّما هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ ، أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ !
) . در اينجا سؤالاتى پيش مىآيد كه بايد به پاسخ آنها پرداخت :
1 . بعضى سؤال مىكنند كه چرا امام عليه السلام در اينجا نهى از منكر نفرمود بلكه تنها دستورى داد كه اصحاب و يارانش در آينده با مشاهدهء زنى زيبا گرفتار مشكلى نشوند .
پاسخ اين سؤال روشن است و آن اينكه نظرانداختن اصحاب و ياران
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 390
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٠