« مَن سَبّ عليّاً فقد سَبَّنى ومَن سَبّنى فقد سَبّ اللَّه
؛ كسى كه على عليه السلام را سب كند مرا سب كرده و كسى كه مرا سب كند خدا را سب كرده است ( و به يقين چنين كسى كافر است ) » . « 1 »
بنابراين چرا امام عليه السلام اجازهء قتل او را نداد ؟
پاسخ اين سؤال با توجه به سيرهء امام عليه السلام در هنگام حكومتش روشن مىشود و آن اينكه امام عليه السلام براى جلوگيرى از اختلاف در ميان مسلمين و نقشههاى شوم منافقين كه پيوسته درصدد ايجاد اختلاف و جنگ داخلى بودند در بسيارى از اينگونه موارد با مدارا رفتار كرد و مجازات بسيارى از مستحقين مجازات را موكول به زمان ديگرى فرمود و محل كلام ما نيز از اين قبيل بود كه اگر امام عليه السلام دستور قتل اين خارجى را مىداد جمعيت خوارج فرياد بلند مىكردند و غوغايى به راه مىانداختند .
نكته راههاى روشن براى مبارزه با انحرافات جنسى
مىدانيم كه يكى از سركشترين غرائز انسان غريزهء جنسى اوست ، تا آنجا كه مطابق بعضى از روايات تأثير آن روى انسان مساوى است با تأثير تمام غرائز ديگر . حديث معروف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه در كتاب شريف كافى آمده شاهد اين مدعاست ، مىفرمايد : «
مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ . . . فَلْيتَّقِ اللَّهَ فِى النِّصْفِ الْآخَرِ
؛ كسى كه ازدواج كند نيمى از دين خود را حفظ كرده ، پس تقواى الهى را در نيم ديگر رعايت كند » . « 2 »
به همين دليل بسيارى از پروندههاى جنايى به اين مسأله ختم مىشود ، تا
هامش
( 1 ) . مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 121 .
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 328 ، ح 2 .