نمىكنند ) ؛ وهنگامىكه با لغو وبيهودگى برخورد كنند ، بزرگوارانه از آن مىگذرند » . « 1 »
امام عليه السلام در اين كلام نورانى مىفرمايد : هرگاه افراد باشخصيت در مقابل نادانى كه ناسزا مىگويد و اهانت مىكند سكوت كنند و بردبار باشند مردم به يارى آنها برمىخيزند و شخص نادان بىادب را بر سر جاى خود مىنشانند و چه بهتر كه دشمن انسان به دست ديگران تنبيه شود .
در همين كلمات قصار نهجالبلاغه در حكمت 206 خوانديم كه امام عليه السلام فرمود : «
أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِيمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَى الْجَاهِلِ
؛ نخستين سودى كه شخص حليم از حلم خود مىبرد اين است كه مردم در برابر شخص جاهل از او حمايت مىكنند » .
در حديث ديگرى كه در غررالحكم آمده همين معنى به تعبير زيباى ديگرى بيان شده است . امام عليه السلام مىفرمايد : «
وجَدتُ الحِلمَ والاحتِمالَ أنْصَرَ لِى مِن شُجعانِ الرّجال
؛ بردبارى و تحمل را ياورى بهتر از مردان شجاع يافتم » . « 2 »
اضافه بر اين ، سكوت افراد باشخصيت در مقابل اين گونه افراد سبب مىشود خودشان شرمنده شوند و دهان فرو بندند همانگونه كه در حكمت 211 آمده بود : «
وَالْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِيه
؛ حلم و بردبارى دهانبند سفيهان است » . ولى اگر افراد باشخصيت به مقابله برخيزند ، هم مقام خودشان را تنزل مىدهند و هم بر آتش جهل جاهلان مىافزايند و نتيجهء معكوس خواهند گرفت .
مرحوم علامهء شعرانى در پاورقىهايى كه بر شرح اصول كافى مرحوم ملاصالح مازندرانى نوشته در تفسير جملهء « الحلم عشيرة » چنين مىگويد : بعضى از افراد نادان چنين مىپندارند كه حلم و بردبارى نشانهء ضعف است و شخص نيرومند باغيرت هرگز آزار مردم را تحملنمىكند زيرا قبول ظلم از ظلم كردن
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 72 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 6467 .