بنىعباس ) بود و از اين طريق اموال فراوانى را بهدست آورده و مشغول عيش و نوش و لهو و لعب بود . اضافه بر اين ، افراد فاسد را به مجلس خود دعوت مىكرد . بارها او را نصيحت كردم ولى دست برنداشت اما هنگامى كه زياد اصرار نمودم گفت : اى مرد ! من آدمى آلوده به گناهم و تو مرد پاكى هستى اگر شرح حال مرا براى يارت امام صادق عليه السلام بازگو كنى اميد مىرود نجات يابم .
ابوبصير مىگويد : گفتههاى او در دل من اثركرد هنگامىكه خدمت امامصادق عليه السلام رسيدم شرح حال او را به آن حضرت عرض كردم . فرمود : هنگامى كه به كوفه بازگشتى او به ديدار تو مىآيد . به او بگو جعفر بن محمّد براى تو پيغام فرستاده و گفته است كه دست از اين كارها بردار ، من بهشت را براى تو تضمين مىكنم .
ابوبصير مىگويد : وقتى به كوفه بازگشتم در ميان كسانى كه به ديدار من آمدند همسايهء گنهكارم بود . هنگامى كه خواست برخيزد و برود اشاره كردم بنشين تا منزل خلوت شود من كارى با تو دارم . هنگامى كه منزل خلوت شد به او گفتم :
حال تو را براى امام صادق عليه السلام شرح دادم امام عليه السلام فرمود : سلام مرا به او برسان و به او بگو اعمال ناشايست خود را ترك كند و در برابر آن ، من بهشت را براى او تضمين مىكنم .
مرد همسايه با شنيدن اين سخن ، سخت منقلب شد و گريه كرد . سپس گفت :
تو را به خدا جعفر بن محمّد چنين پيامى به من داده است ؟ ابوبصير مىگويد :
قسم ياد كردم كه اين پيام آن حضرت است .
آن مرد گفت : همين كافى است و سپس از نزد من بيرون رفت .
بعد از چند روز كسى را بهسراغ من فرستاد تا نزد او بروم . ديدم پشت در خانه ايستاده در حالى كه بدنش تقريباً برهنه است . گفت : اى ابوبصير ! هرچه در منزل از اموال حرام بود آنها را در راه خدا دادم . ( يا به صاحبانش بازگرداندم ) و تو مىبينى اكنون در چه حالم .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧١