اصحاب ما چنين مىگويند : كسى كه اسلام آوردنش اينگونه باشد و پايان كارش خبر متواترى باشد كه تا پايان عمرش على عليه السلام را بر منابر لعن مىكرد و در ميان اين آغاز و پايان ، كارش فسق و فجور و پر كردن شكم و هوسبازى جنسى و همراهى با فاسقان و صرف وقت در غير اطاعت خدا بود چگونه ممكن است كسى به او علاقه داشته باشد و ما چه عذرى داريم اگر فسق او را براى مردم آشكار نسازيم . « 1 »
اين گفتار ابن ابىالحديد در واقع اشاره به داستان عدالت صحابه است كه اهل سنت همهء آنها را از خوب و بد و زشت و زيبا و مؤمن و فاسق ، محترم مىشمارند . مقصود ابن ابىالحديد اين است كه آيا كسى را با اين زندگى سراسر كثيف و آلوده تنها به عنوان اينكه جزء صحابه بوده يعنى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را ديده مىتوان تبرئه كرد يا او را عادل شمرد ؟ « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 20 ، ص 10 .
( 2 ) . كسانى كه بخواهند اطلاعات بيشترى دربارهء مغيره و كارهاى زشت و كثيف او پيدا كنند مىتوانند به تاريخ مدينهء دمشق ابن عساكر ، ج 60 ، ص 13 تا 63 مراجعه كنند .