405 لِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ وَ قَدْ سَمِعَهُ يُرَاجِعُ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ كَلاماً : دَعْهُ يَا عَمَّارُ ، فَإِنَّهُ لَمْ يَأْخُذْ مِنَ الدِّينِ إِلَّا مَا قَارَبَهُ مِنَ الدُّنْيَا ، وَ عَلَى عَمْدٍ لَبَسَ عَلَى نَفْسِهِ لِيَجْعَلَ الشُّبَهَاتِ عَاذِراً لِسَقَطَاتِهِ .
امام عليه السلام هنگامى كه شنيد عمار ياسر با مغيرة بن شعبه ( آن مرد منافق لجوج ) جرّ و بحث مىكند ، فرمود :
اى عمار ! رهايش كن ، چراكه او از دين خدا آن مقدار گرفته كه به دنيا نزديكش سازد و از روى عمد حق را بر خود مشتبه ساخته تا شبهات را بهانهء لغزشها و خلافهايش قرار دهد . « 1 »
هامش
( 1 ) . سند گفتار حكيمانه :
در مصادر آمده است كه اين گفتار حكيمانه را ابن عساكر در تاريخ دمشق در شرح حال مغيرة بن شعبه و ابن قتيبه در الامامة و السياسة با تفاوتى نقل كردهاند و ( قبل از سيد رضى ) مرحوم شيخ مفيد آن را در كتاب مجالس آورده است . ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 288 ) .