تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
قدرت را خداوند به تو ارزانى داشته اگر اين قدرت را براى تو ادامه دهد عطا و بخشش اوست و اگر از تو بگيرد بلا و آزمايش اوست . او مالك قدرتى است كه به تو داده و قادر بر چيزى است كه تو را بر آن قادر نموده ، آيا نشنيدى مردم حول و قوهء الهى را مىطلبند در آن‌جا كه مىگويند : « لاحولَ ولا قوّة إلّاباللَّه العلىّ العظيمِ » . عبايه عرض كرد : تفسير اين سخن چيست ؟ فرمود : پناهى دربرابر معاصى الهى نيست مگر پناه خداوند و قوتى بر طاعات نيست مگر با اعانت پروردگار . عبايه برخاست و خود را به روى دست و پاى امام عليه السلام انداخت و بوسه زد . « 1 » براى روشن شدن اين بحث پيچيده و دقيق و ظريف يك مثال حسى داريم كه سابقاً نيز به آن اشاره كرديم و آن اين است كه فرض كنيد يك قطار برقى به حركت درآمده است اين قطار نيروى خود را لحظه‌به‌لحظه از سيم برقى كه در طول مسير كشيده‌اند و حلقهء لغزندهء قطار روى آن حركت مىكند دريافت مىدارد هر لحظه مسئول ادارهء برق اراده كند مىتواند برق آن قطار را از همان مبدأ قطع كند ولى مادامى كه قطع نكرده رانندهء قطار با ميل و اراده و آزادى ، قطار را در مسير به حركت وامىدارد . هر كجا لازم بود توقف مىكند هر كجا لازم بود سرعت مىگيرد و هر كجا خواست ملايم مىرود ، اين راننده قادر است قطار را به‌صورت‌هاى مختلف هدايت كند ولى اين قوت و قدرت را از مبدائى مىگيرد كه لحظه‌به‌لحظه به او نيرو مىبخشد و هر لحظه بخواهد مىتواند اين قدرت و نيرو را قطع كند . بنابراين اين راننده ، هم اختيار دارد و هم ندارد ، اختيار براى انتخاب حركت و توقف ولى عدم اختيار در بقاء نيرويش . و اين است معنى الامر بين الامرين : نه جبر و سلب اختيار و نه آزادى مطلق . نكتهء قابل توجه اين است كه « حول » در لغت به دو معناست : يكى حركت و تحول و ديگرى ممانعت و حائل شدن . اگر در لغت عرب به « سال » حول گفته
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، ص 345 ، در كلمات امام هادى عليه السلام .