در واقع خودش به آن سزاوارتر از ماست ما را ( دربارهء آن ) مكلف به وظايفى مىكند و هرگاه آن را از ما باز پس گيرد تكليفش را از ما برمىدارد » ؛ (
وَ لَانَمْلِكُ إِلَّا مَا مَلَّكَنَا ؛ فَمَتى مَلَّكَنَا مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنَّا كَلَّفَنَا ، وَ مَتَى أَخَذَهُ مِنَّا وَضَعَ تَكْلِيفَهُ عَنَّا
) . اين همان نكتهء باريك و دقيق و بسيار جالب « الأمرُ بين الأمرَين » است . نه چنان است كه ما از خود استقلال تام داشته باشيم و صاحب قدرتى در برابر خدا و مالكيتى در برابر مالكيت او گرديم و نه چنان است كه در اعمال خود مطلقاً اراده و اختيارى نداشته باشيم . بلكه او به ما قدرت و قوت و اختيار داده و هماهنگ با آن تكاليفى بر عهدهء ما گذاشته است . تا زمانى كه آن قدرت و قوت وجود دارد تكاليف هم هست هنگامى كه گرفته شد تكاليف از بين مىرود .
او به ما اموالى بخشيده و تمليك كرده و تكليف خمس و زكات را در كنار آن قرار داده است ، قوت و قدرت جسمانى داده و تكليف نماز و روزه و حج و جهاد را در كنار آن مقرر فرموده ، هرگاه مال را باز پس گيرد تكليف خمس و زكات نيز برداشته مىشود هرگاه قوت و قدرت جسمانى را از ما سلب كند واجباتى كه نياز به قوت و قدرت جسمانى دارد از ما برداشته خواهد شد .
همين معنا در حديث ديگرى كه از امام عليه السلام نقل شده منعكس است :
« عبايه ، از ياران خاص اميرالمؤمنين عليه السلام از آن حضرت دربارهء مسألهء توانايىهاى انسان كه با آن برمىخيزد و مىنشيند و كارهايى انجام مىدهد سؤال كرد ( كه آيا اينها جبرى است يا اختيارى ؟ ) امام اميرمؤمنان على عليه السلام از او پرسيد :
منظور تو كدام توانايى است ؟ توانايى بدون پروردگار يا با پروردگار ؟ عبايه ساكت شد و پاسخى نداد ، امام عليه السلام فرمود : بگو ، عرض كرد : چه بگويم ، فرمود :
اگر بگويى با خداوند ( در عرض خداوند ) مالك قدرتى هستى ، مايهء هلاكت توست و اگر بگويى بدون خداوند چنين قدرتى را پيدا كردى آن هم مايهء هلاكت توست . عبايه عرض كرد : چه بگويم اى اميرالمؤمنين ؟ فرمود : بايد بگويى كه اين
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٨٩