شرح و تفسير هر چه هست از اوست !
به نظر مىرسد - همانگونه كه بعضى از شارحان نهجالبلاغه استنباط كردهاند « 1 » - شخصى كه معناى « لا حول و لا قوّة إلّاباللّه » براى او مفهوم نبود و گرفتار شبههء جبر شده بود سؤالى در اين باره از حضرت كرد و امام عليه السلام براى رفع شبههء او سه جمله بيان فرمود .
نخست فرمود : « ما در برابر مالكيت خداوند مالك چيزى نيستيم » ؛ (
وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ مَعْنَى قَوْلِهِمْ « لَا حَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ » - : إِنَّا لَانَمْلِكُ مَعَ اللَّهِ شَيْئاً
) . بنابراين مالك اصلى خداست و هيچكس استقلال در مالكيت ندارد و به تعبير ديگر ، توحيد در مالكيت ، يكى از شاخههاى توحيد افعالى است كه بدون اعتقاد به آن توحيد انسان كامل نمىشود .
سپس در جملهء دوم مىافزايد : « بلكه ما چيزى را مالك نيستيم جز آنچه او به ما تمليك كرده است » ؛ (
وَ لَانَمْلِكُ إِلَّا مَا مَلَّكَنَا
) . بنابراين مالكيت ما از ذات پاك او سرچشمه مىگيرد ؛ آنچه اراده كند به ما مىدهد و آنچه را اراده كند باز پس مىگيرد و به تعبير ديگر ، مالكيت ما نسبت به مالكيت خداوند مالكيت طولى است نه مالكيت عرضى .
آنگاه در جملهء سوم مىفرمايد : « هرگاه او چيزى را به ما تمليك كند كه
هامش
( 1 ) . مرحوم محقق كمرهاى در شرح نهجالبلاغهء خود اين سخن را آورده است .